مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

952

طب اكبرى ( فارسى )

رحم بر گرد جنين متكون مىشود جهت حفظ آن هم چون كيسه كدو دانه امّا صلب‌تر و بهتر از آن است و جنين چون حركت برآمدن كند و قوى باشد ، اين پرده بشكافد و جنين از وى برون آيد بعده [ يعنى پس از آن ] مشيمه برآيد ؛ پس اگر اين پرده به غايت سبطر بود و شكافته نشود به زودى ، تدبير آن كنند تا جنين از تعب حركت خروج و عدم حصول آن هلاك نشود و بسيار كس به همين سبب هلاك شدند از جهل و عدم وقوف بر آن . علاج : دايه را بايد كه مشيمه را به دست چپ بكشد و به دست راست به پاكى نيز آن را پاره كند و جهت اين كار قابله بايد تا حين قطع مشيمه به حامله و جنين اذيت نرساند . [ 1271 ] فايده : طريق صواب در حق حبالى خاصه آنكه متعسر الولادت باشد آن است كه چون آثار وضع پديد آيد به حمّام گرم برند و آب گرم بر سر او بسيار ريزند و در آبزن نشانند و تدهين نمايند و بفرمايند كه گامى چند برود پس بر قدم‌ها نشيند و به يك بار از جاى بجهد [ و ] چند نوبت چنين كند آن‌گاه قابله لعاب تخم كتان يا روغن كتان يا روغن بادام يا شيرهء كنجارهء بادام يا پيهء بط يا پيه مرغ با روغن بنفشه آميخته در فم رحم بمالد و در وى چكاند . و زن را بايد كه پيش از غلبه درد ، خود را از بول و غايط خالى كند و اگر شكم قبض بود به حقنهء نرم در حمّام طبع او بايد گشود . و از چند روز پيش‌تر به شورباى چرب و نرم قناعت كند و تقليل غذا نمايد و از آب سرد و ترشىها و سردىها حذر نمايد و در مسكن گرم سكونت ورزد و به هيچ وجه سردىها به اسفل نرساند . و چون درد آيد مصابرت نمايد و آواز ندهد و دم فرو كشد و بر پاى زور دهد و تا ميل زور در باطن بيند [ و ] زنهار به تكلف خود را بدان نگمارد . و اين معجون را كه اكثر اطبا مجرّب گفته‌اند به كار دارد : صفت آن : جندبيدستر و ميعه ، هريك مثقالى ؛ دارچينى و ابهل ، هريك نيم مثقال كوفته و بيخته به عسل بسرشند و به قدر حاجت در آب يا در ماء العسل گرم حل كرده بخورند . چهارم ، آنكه حرارت هوا و مزاج سبب عسر شود و اين از وجود گرمى و فقدان ديگر اسباب معلوم شود . علاج : روغن بنفشه و صندلين و گلاب بر شكم و پشت بمالند و آب انارين با ترنجبين بنوشانند و از مسخنات احتراز فرمايند و به جاى معتدل بدارند . و در اين صورت ، تدابير مسخنهء مذكوره همه منع است .