مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
935
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1249 ] باب [ بيست و يكم ] : اندر بيماريهايى كه به زنان مخصوص است و در رحم افتد [ 1250 ] [ تشريح رحم ] : رحم ، عضوى است مولف از ليفات عصبانى بر شكل مثانه و گوهر او سپيد و نرم و بىحس است . و بىحسى وى جهت آن است كه از ثقل جنين و امتداد كه لازم عظم جنين است رنجيده نشود . و آن ، دو طبقه است : در طبقه اندرونى رگها بسيار است و مغاكها [ يعنى حفرهها ] دارد مشابه خمل معده جهت استمساك جنين . و اين طبقه ، دو تجويف دارد گويا دو كيسه است . امّا گردن [ رحم ] ، واحد است و لهذا دو بچه به يك شكم صورت مىبندد در مردم [ يعنى انسانها ] امّا رحم ديگر حيوانات را تجاويف رحم به عدد پستانها باشد و بيشتر بچه بدان عدد آرند ، چون سگ و گربه و جز آن . و اين طبقهء اندرونى ، از ليفهاى جاذبه و ماسكه و دافعه بافته است . امّا طبقهء بيرونى به منزلهء غلاف است مر طبقهء اندرونى را جهت محافظت او و اين را يك جوف است و بس . و موضع رحم [ در ] زير مثانه و بالاى روده است و درازى وى از نزديك ناف است تا منفذ فرج و درازى اين منفذ از شش انگشت كم نبود به انگشتان صاحبش و از يازده انگشت زياده نباشد و كوتاهى و درازى آن به اندازهء آلت نرينه باشد و به سبب كثرت جماع نيز دراز شود و عميق گردد . [ 1251 ] فايده : بايد دانست كه عنق رحم يعنى گردن او همچون عضلهايست تو برهمنهاده تا دراز تواند شد و رحم بالطبع به جذب منى شوق دارد [ و ] از آن است كه در وقت مجامعت مايل مىشود به جانب فرج و رحم بتمامه بر شكل خايه و قضيب است كه اندرون سو منقلب گشته [ و ] گردن او به جاى قضيب است و تن او به مثال كيس خايه و خايهء مادينه همچون خايهء نرينه است لكن خصيهء مرد بزرگتر و گرد است و اندكى ميل به رازى دارد و هر دو در يك كيسه است و از آن زن كوچك است و گرد و به پهنايى ميل