مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

918

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1239 ] فصل [ بيست و سوم ] : در سدّه كه به مجراى قضيب افتد اين ، سه نوع است : نوع اوّل : آنكه بثور در مجراى قضيب برآيد . و علامت او ، حرقت بول است و بر آمدن بول به دشوارى . علاج : فصد باسليق كنند و شربت بنفشه با لعاب اسبغول و شيرهء خرفه و خيارين بنوشند . و شيرهء تخم خربزه به شربت خشخاش سود دارد . و اسبغول و روغن بنفشه و روغن بادام بر قضيب گذارند . و چون بثور منفجر شود ، شياف ابيض با شير دختر و روغن گل حل كرده در احليل چكانند . و اگر تسكين وجع مطلوب باشد ، افيون نيز در شياف داخل سازند . « و هذا القرحة مندمل بسهولة ؛ لأنّ مرور البول عليها ينقّيها من الوضر و يجفّفها » « 1 » . نوع دوم : آنكه خلط غليظ لزج در مجراى قضيب چسپد . و علامت او آن است كه بول به دشوارى آيد و خلط غليظ در بول ظاهر شود و حرقت هيچ نباشد . علاج : انيسون و تخم گزر و تخم كرفس و تخم خربزه و هليون و باديان و مانند آن هر چه مدر بود بنوشند . و جهت تلطيف ، آب حمص و شبت و كمون با زيت و شيرهء قرطم تشرب نمايند . و طبيخ بابونه و اكليل و برنجاسف و مرزنجوش و فوتينج و صعتر بالاى قضيب ريزند . و ايضا قدرى روغن بابونه با طبيخ مذكور آميخته در احليل زرق نمايند . و مزرقه ، آن انبويه‌يى است كه از نقره يا زر مىسازند و در احليل نهاده و آب ادويه در وى انداخته ، ميل ديگر در وى مىدارند تا آب مذكور به نهايت قضيب فرو مىرسد . نوع سوّم : آنكه ثؤلول در مجراى قضيب پيدا آيد . و نشان او ، عسر خروج بول است و حرقت نابودن و در بول ، بلغم نانمودن .

--> ( 1 ) . ترجمه : « اين زخم به آسانى بهبودى مىيابد چون عبور كردن بول بر رويش آن را از چرك پاك كرده و خشك مىكند » . م .