مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
915
طب اكبرى ( فارسى )
برخواستن وى از دل است و حس او از عصب نخاعى و اصل آن از دماغ است و غذا از جگر آيد و شهوت مباشرت به مشاركت جگر و گرده ظهور نمايد و اصل همه دل است . و حشفه ، كثير الحس است تا آدمى از جماع لذّت تمام يابد . و فايدهء آلت ، اظهر من الشمس است كه بى او توالد صورت نبندد و بدون او مرد بر خود حيات نپسندد شيخ سعدى - رحمة اللّه عليه - فرموده است : بيت : اين همه زينت زنان باشد * مرد را كير و خايه زينت بس . [ 1235 ] فصل [ نوزدهم ] : اندر حكّه و خارش كه در قضيب و انثيين افتد سبب آن ، مادهء تيز بود كه بدينجا فرود آيد . علاج : فصد باسليق كنند و بر ساق و زانوهاى مريض حجامت نمايند . و به طبيخ هليله و شاهتره طبع را نرم سازند . و سركه و روغن گل با قدرى ماميثا و آب كرفس تازه آميخته طلا فرمايند . و اگر ماده بورقيت نداشته باشد ، به جاى آب كرفس ، آب گشنيز تازه آميزند . و شستن قضيب به آب گرم جهت تلطيف و تليين جلد و تفتيح و تحليل مواد و تسكين لذع و بعده [ يعنى پس از آن ] سپيدهء تخممرغ طلا كردن براى منع انصباب ماده و قوت عضو نفع تمام دارد . و آنجا كه ماده غليظ باشد و اين تدبير سود ندهد ، بايد كه در باطن ران نزديك به بيخ [ آن ] حجامت كنند و بر قضيب يا انيثين زلو چسبانند و اطليه كه در باب جرب گفته خواهد شد استعمال كنند .