مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

896

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1210 ] فصل [ چهارم ] : در كثرت شهوت جماع اين ، چند گونه است : يكى : آنكه بدن ممتلى شود و خون و منى افزون گردد . و علامت وى ، قوت بدن است و سرخى رنگ و قلت ضعف با وجود كثرت خروج منى به احتلام و جماع . فايده : كثرت شهوت كه با قوت بدن و صحت مزاج بود ، من غير استعقاب ضعف و ضرر [ يعنى ضعف و ضرر نياورد ] ، زنهار در كسر و شكستن او نكوشند ؛ زيرا كه شكستن شهوت به غير ضرورت ، مضعف مزاج و موهن قوت است ؛ اما هرگاه كثرت شهوت به آفت انجامد و از كثرت جماع ضعف احداث نمايد ، آن زمان علاج ضرورى باشد . علاج : رگ زنند و مسهل خورند . و تقليل غذا نمايند . و از اغذيه هرچه مايل به حموضت بود بيشتر ميل فرمايند و آب عناب و عدس و غورهء انگور و انار ترش و سركه نوشيدن و تخم كاهو و تخم بنج و شاهدانه و گشنيز خشك و آرد بلوط و نيلوفر و تخم خرفه و صندل و سماق و گلنار و طباشير و عدس مقشّر و گل سرخ و كافور و جز آن هر چه بارد و مقلل منى بود سفوف كنند . و براى تبريد پشت و گرده و اوعيهء منى ، اقاقيا و گل ارمنى و طراثيث و گلنار به آب آس آميخته بر پشت و گرده‌گاه ضماد نمايند . و بستر از كتان سازند . و برگ بيد و برگ نيلوفر و مانند آن بر فرش بگسترند و بيمار بر اين بستر [ به حالت ] مكشوف الظهر [ يعنى پشت را برهنه كند و ] بر پشت بخسپد . و قطعه [ يى ] أسرب بر گرده‌گاه [ يعنى كليه‌ها ] بستن به خاصيت مسكّن شهوت است . نوع دوم : آنكه منى حدّت پذيرد و به سبب لذع و هيجان و قصد خروج او شهوت اشتداد گيرد . و علامت او ، حرقت بول است و سرعت انزال و هنگام خروج منى ، لذع و حرقت پديد آمدن و عقب آن ضعف در بدن عارض گشتن . علاج : چيزهاى سرد و تر چون كدو خرفه و كاهو و شير برنج تناول كنند . و هرچه بارد و مقلل منى بود و اندكى تخدير داشته باشد چون پوست خشخاش و برگ قنّب سود