مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

891

طب اكبرى ( فارسى )

ناظر حال خود باشد تا : هرگاه طپيدن دل و سستى اندام‌ها و قوتها تولد كند و دم زدن از حال طبيعى بگردد و انزال ديرتر از عادت شود ، خود را باز دارد و آسايش جويد كه اگر چنين نكند و مع هذا از جماع نايستد ، در امراض مهلكه افتد ؛ پس واجب است كه هرگاه حدوث اين‌چنين اعراض احساس كند خود را از جماع باز دارد . [ 1205 ] فايدهء [ ششم ] : هر جماع كه با الحاح [ يعنى اجبار ] و حركت بسيار كرده شود ، زيان دارد و [ در ] آخر ضعف در باه آرد . و كذلك صحبت با زنان حايض و نابالغ و بواكر و آنانى كه بعيد العهد باشند از جماع ، ممنوع است و ضرر دارد بالخاصيت ؛ اما باكرهء بالغهء مشتهانه [ يعنى با رغبت مفعوله ] كه گاه‌گاه به هم رسد ، حكم اكسير دارد ؛ « كما لا يخفى على اهل التجربة » . اما جماع در دبر با وجود حرمت شريعت و كراهيت طبيعت ، نزديك حكما نيز مضر است و در « موجز » گفته : هركه با زوجهء خود لواطت بيشتر كند ، ايمن نباشد از آنكه فرزند او ذى ابنه [ يعنى مبتلا به بيمارى ابنه ] آيد . [ 1206 ] قسم سوّم : در تدارك مضرت كه از جماع پديد آيد و حيلهء آنكه از جماع ضعف رو ننمايد : هرگاه از كثرت جماع ضعف و ناتوانى رو نمايد ، از آن باز ايستند و به تسخين و ترطيب و توديع و تفريح كوشند و به ملاهى طرب‌افزا اشتغال ورزند . و شير گاو و شير ميش تشرب نمايند كه در انعاش و تقويت ، نفع تمام دارد . و كذلك بيضهء مرغ نيمبرشت و ديگر اغذيه و حلواى مقويهء و مبهّيه . و هرگاه كه از كثرت جماع رعشه پديد آيد ، تدهين دماغ فرمايند و آنچه به رعشه مناسب است استعمال فرمايند . و روغن بان و روغن سعد و مانند آن بر بدن مالند . و اگر در ماده رطوبتى به سبب استكثار جماع كه موهن حرارت است كثرتى محسوس شود ، استفراغ را مقدم دارند . و بدانند كه مضرت جماع در مردم ضعيف الاعصاب بيشتر مىشود . و هرگاه از استكثار مباشرت ضعف در بصارت پديد آيد ، تدهين دماغ كنند و روغن بنفشه و روغن بادام و كدو در بينى چكانند و به آب شيرين استحمام نمايند و در آب شيرين چشم بگشايند و گلاب در چشم چكانند و تا ضعف بالكل دور نشود ، جماع [ را ] زهر قاتل انگارند و هريسه و كله پايچه تناول فرمايند . فايده : هركه بعد از جماع چند لقمهء چرب و شيرين خوردن معتاد سازد ، از جماع