مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
859
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1181 ] فصل [ هشتم ] : اندر حصاة المثانه « 1 » سبب سنگ و ريگ مثانه ، همان است كه در كليه گفته شد . و بايد دانست كه سنگ مثانه به كودكان و جوانان و لاغران بيشتر افتد . و سنگ گرده به كهول و پيران و فربهان اكثر عارض شود . و وجه آن ، در مطولات مذكور است . و زنان را سنگ مثانه به نادر حادث گردد ؛ براى آنكه عنق مثانهء ايشان فراختر است و از يك خم بيش ندارد و لهذا ماده در وى كمتر مىماند ؛ بخلاف مردان كه عنق مثانهء اينان تنگتر است و دراز و سه خم دارد و ماده در وى تمكن مىگيرد و مىبندد حصات . علامت سنگ مثانه ، سپيدى و رقت بول است و غلبهء نعوظ و تواتر قضيب يكبارگى و همچنان باز سست شدن آن و بيخ قضيب خارش كردن و بعد از بول به اندك زمان باز تقاضاى او قايم بودن . و بدانند كه ريگ مثانه ، خاكسترى رنگ باشد در اكثر يا سپيدرنگ بود به حسب كثرت و قلت حرارت . اما احتباس و عسر بول و درد مثانه ، آنگاه پديد آيد كه سنگ در دهن مثانه افتد . و هرگاه درد در گرده و بيغولهء ران بود پس ساكن شود ، نشان آن باشد كه سنگ به مثانه فرود آمده . [ 1182 ] فرق در رسوب سنگ گرده و مثانه ، آن است كه رسوب سنگ گرده ، زرد يا سرخ باشد و رسوب سنگ مثانه ، خاكسترگون يا سپيد . و از خاصهء سنگ مثانه است كه چون در وى بول به دشوارى آيد يا هيچ نيايد و بيمار را بر پشت بخسبانند و هر دو پاى او بردارند و آب گرم بر مثانه ريزند و عانه را از اسفل به اعلى بمالند ، بول به فراغت آيد به واسطهء زايل شدن سنگ از دهن مثانه . علاج : آنچه در حصات الكليه گفته آمديم استعمال نمايند . و از آنكه مثانه عضوى است بعيد المكان [ و ] سرد مزاج و سنگى كه در وى تولد كند بزرگ باشد ، سزاوار آن است كه از ادويه هرچه قوىتر بود به كار برند . و در بزرگى اين سنگ گفتهاند گاه باشد كه از
--> ( 1 ) . قاموس القانون : VesIcal calculus ; cystolith ; bladder calculus .