مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

842

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1167 ] فصل [ نهم ] : اندر حصاة و رمل كه در گرده پديد آيد « 1 » سبب مادى اين علت ، رطوبت خام لزج است كه متحجر شود ؛ پس اگر غلظ و لزوجت او به شدت باشد ، سنگ احداث كند . و اگر بدان غليظى نباشد ، ريگ پيدا نمايد . و گاه باشد كه ريم و خون بر سبيل ندرت مولد ريگ و سنگ شود . و سبب فاعلى حصات و رمل ، حرارت قويهء متحجره است كه رطوبت لزجه را به مرور زمان متحجر گرداند . بدانند كه علّت مذكوره ، در اكثر ، موروثى باشد . و آن را چند علامت است : يكى ، آن كه نخستين ، بول كدر و غليظ برآيد و بعده [ يعنى پس از آن ] صافى . دوم ، آنكه ثقل و تمدد در قطن و پشت محسوس شود گويا چيزى در آنجا آويخته است . و اين كيفيت ، در آن وقت كه بيمار بر رو افتد بيشتر يابد . سوّم ، آنكه هرگاه امعا از ثفل پر شود ، درد گرده غلبه كند . چهارم ، آنكه بول ، سرخ يا زرد بود و ريگ ، مايل به سرخى و زردى برآيد . پنجم ، آنكه گاه باشد كه الم گرده ممتد [ يعنى كشيده ] شود تا خصيه كه مقابل گردهء مؤوفه است . ششم ، آنكه گاه باشد كه در پاى همان طرف الم مع الخدر پديد آيد . بايد دانست كه درد سنگ گرده ، شديد المشابهت است به درد قولنج و فرق بينهما در قولنج گفته شد . طفلان را اين علت بيشتر از فساد شير دايه افتد . بعضى مردم را اين مرض به نوايب معيّنه حادث شود ؛ چنان‌چه بعد از هفته‌ها و ماه‌ها و باشد كه در تمام سال يك بار عارض گردد . [ 1168 ] فرق در سنگ و ريگ گرده ، از شدت و خفت اعراض و ظهور ريگ در بول توان كرد . علاج : جهت تنقيهء بدن ، نخستين قىء فرمايند كه به غايت سود دارد و بعد از آن ، مسهلات و مدرّات كه مناسب مزاج بود و بسيار گرم نباشد دهند . و اگر خون غالب بود ، فصد نمايند و از آنچه مولد حصات بود چون به شب طعام خوردن و اغذيهء غليظه چون

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Remal calculus ; nephrolith .