مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
703
طب اكبرى ( فارسى )
زردى باشد ، مثل يرقانى . و بسيار باشد كه ضيق نفس پديد آيد از جهت مشاركت جگر با اعضاى نفس . و آنجا كه سبب سدّه ، ضيق خلقت رگهاى جگر بود ، كثرت وقوع سدّه به اندك مخالفت [ يعنى ناپرهيزى از امور سدّهآور ] از [ همان ] صغر سن ، بدان گواهى دهد . علاج : اگر سدّه در حدبه بود ، داروهاى مدرّ دهند ؛ پس آنجا كه مزاج گرم بود ، تخم خيارين و تخم كشوث و تخم كاسنى و پرسياوشان بايد داد [ كه با ] سكنجبين ساده آميخته [ باشد ] . و كذلك آب لسان الحمل و آب باديان [ به ] سكنجبين يار [ يعنى مخلوط ] كرده . و آنجا كه مزاج سرد بود ، طبيخ اسارون و سليخه و افتيمون و تخم كرفس و انيسون دهند [ كه به ] سكنجبين عسلى بزورى گرم و شراب دينار يار [ يعنى مخلوط ] نموده . و بالاى جگر ، جعده و افسنتين و زراوند و بيخ كرفس به آب كاسنى سرشته ضماد سازند . اگر سدّه در مقعر كبد بود ، مسهل دهند : پس آنجا كه حرارت باشد ، بهر اسهال ، آب فواكه دهند راوند آميخته . و در اينجا مغز فلوس خيارشنبر در طبيخ كاسنى يا جز آن حل كرده نوشيدن ، به غايت مفيد است . و كذلك به ادويهء لينه حقنه كردن . و آنجا كه برودت در مزاج باشد ، براى اسهال ، طبيخ بيخ كبر و باديان و تخم كرفس و اذخر و كاسنى دهند شراب افسنتين يار [ يعنى مخلوط ] كرده . و حقنه كنند به ادويهء حاره . و در تضميد نيز مراعات مزاج مرعى دارند و همچنان در غذا ؛ مثلا عند حرارت ، خواه سدّه در حدبه بود يا در مقعر ، زيرباجات بىمصالح [ يعنى بىادويهء گرم ؛ چون فلفل و . . . ] خورند . و هندبا با سركه و روغن بادام پخته مفيد است . و عند برودت ، زيرباجات كه با مصالح گرم خوشبو كرده باشند تناول نمايند . و آب نخود كه با برگ كاسنى و اندكى سركه پخته باشند سودمند است و گوشت عصافير فايده دارد . و هرگاه سبب سدّه تناول چيزهاى قابض بود ، اشياء مرطّب دهند ؛ چون شير و شكر و حريرهء روغن بادام و شورباى مرغ فربه و قليهء كدو و انار و هندوانه . و هرگاه ضيق رگها سبب باشد ، چيزهاى مفتّح و شربت بزورى كه در او راوند باشد و حب راوند استعمال نمايند . و از مغلّظات و موجبات سدّه اجتناب كنند . هرگاه آماس سبب باشد ، به فصل وى رجوع نمايند . و فرق در سدّه و ورم آن است كه ثقل در سدّه بيشتر باشد و درد در ورم افزونتر ؛ خاصه كه ورم گرم بود . و ايضا تب از لوازم ورم است اگرچه مبتدى بود ؛ به خلاف سدّه كه چون مزمن شود در [ و ] وى عفونت افتد آن زمان تب آرد .