مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

836

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1162 ] فصل [ ششم ] : اندر قروح كليه « 1 » سبب اين قرحه ، همان است كه در قرحهء مثانه گفته شود . و قرحه ، تقرق الاتّصال را گويند كه در عضو افتد و ريم كند . و اين ، بيشتر در لحم و عضو لحمى حادث گردد . و علامت وى ، درد پشت و گرده است . و ثقل و تمدد نابودن . و ريم و خون و پوست‌ها با بول آمدن . و گاه باشد كه پوست‌هاى سخت و آكنده شبيه به فتات [ يعنى ريزه‌هاى ] گوشت برآيد . [ 1163 ] فرق در قرحهء مثانه و در قرحه گرده آن است كه در قرحهء گرده ، درد از قطن تجاوز نمىكند و به خاصره نمىرسد و سلس البول و برآمدن پوستهاى سرخ و بودن بول شديد الاختلاط با مدّه و قلت بدبويى بول و عدم عسرت او نيز از خواص اين است ؛ بخلاف قرحهء مثانه كه عسر بول و سپيدى قشور و وجع عانه و شدت بدبويى بول از لوازم اوست . و ايضا مدّه با بول ، كمتر مختلط باشد در اينجا . و وجع ، به شدت باشد . و فرق در ميان آن كه جراحت در گوشت گرده است يا در پردهء آن ، آن است كه اگر در غشا بود ، درد قوى باشد و سوزش بسيار و اگر در گوشت گرده بود ، درد كمتر و سوزش اندك . و بايد دانست كه اگر قرحه نزديك به منفذ بود كه ما بين جگر و گرده است ، درد تا كتفين برآيد و تشنگى غالب باشد . و اگر به سمت مجرى بود كه ميان گرده و مثانه است ، باشد كه درد تا زانو گرايد . و فرق ميان آنكه چرك از گرده است يا از اعضاى عاليه ، ظاهر است از آفت عضو . و بالجمله ، هرچند كه ريم از عضو بعيد آيد ، كثير الاختلاط باشد با بول . علاج : نخستين ، تعديل اخلاط كنند تا مراريت و بورقيّت از خلط زايل شود و به عذوبت مايل گردد . و اشربه و اغذيهء معدّله به حسب خلط بارها ذكر يافته . و صواب آن است كه اگر مانعى نبود ، فصد باسليق كنند از جانب الم . و اگر الم در هر دو جانب بود ، از هر دو دست رگ زنند . و بدانند كه قىء در اين علّت نفع تمام دارد ؛ زيرا كه ماده از طرف

--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Renal ulcers .