مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
825
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1153 ] باب [ هفدهم ] : در امراض كليه [ 1154 ] يعنى گرده . بدان كه گرده ، دو است : يكى ، سوى راست و يكى ، سوى چپ . و هريك به رباطى بر موضع خود كه زير پشت است استوار گشته است . و تركيب او از گوشت است و شحم و رگها و شريانها و بذاته حس ندارد . امّا غشايى كه بر وى است كثير الحس است . و هر گروه با جگر ارتباط دارد به واسطهء رگى كه گروهى آن را « عنق الكليه » گويند و نزد بعضى اين دو رگ كه هريك ميان جگر و گرده واقع است ، مسمّى است ب « طالعين » . گروه اوّل ، اين رگ را از اجزاى گرده مىشمارند و مىگويند كه از گرده برآمده است و به جگر رفته . و گروه ثانى مىگويند كه اين هر دو رگ از آن رگ بزرگ كه از حدبهء جگر رسته است ناشى شده و به گرده پيوسته . و به هر تقدير ، آب كه با خون آميخته از جگر بيرون آيد به گرده ، از همين رگ آيد و آلت جدا كردن آب از خون ، همين دو رگ است . و هم چنانكه در گرده جاذبه است جهت جذب آب ، در اين رگها نيز جاذبه است كه از رگ بزرگ جگر آب را جذب مىكند و به گرده مىفرستد . و همچنين از هر دو گرده رگى رسته است و به مثانه پيوسته جهت دفع مائيت . و اين رگها را « برانج » گويند يعنى موريها . بايد دانست كه شكل هريك گرده چون نيم دايره است و پشت او محدب است و گوشت او سخت و آكنده تا حرارت رقيق در وى اثر نتواند كرد . [ 1155 ] فايده : اندر امراض گرده بسيار باشد كه بوى دهان ناخوش شود . و باشد كه مرض گرده به علتهاى دل و شش و آلتهاى تنفس مؤدّى گردد . و كلّ ذلك لمشاركة عنق الكلية « 1 » . و امراض گرده بسيار است و هريك به فصل علىحده گفته آيد .
--> ( 1 ) . ترجمه : « اين عوارض همگى به سبب مشاركت آلات تنفس با گردن كليه است » . [ چون در تشريح بحث است كه رگى از كليه به سوى ششها رفته است كه تغذيهء آنها را مىكند ؛ چون قدرى از خون در مائيت خون كه از كبد به سوى كليهها مىرود همواره وجود دارد ] . م .