مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
811
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1143 ] فصل [ دوم ] : اندر ناصور مقعد « 1 » اين ، قرحهيى است غاير [ و ] عسر البرء كه در مقعد حادث شود به جانب رودهء مستقيم و از وى پيوسته زرداب برآيد . و قرحهء مذكور بر دو گونه است : يكى ، آنكه اندر روده مستقيم گذار نكرده باشد و نافذ نشده . و علامت وى ضد نافذ است . علاج : بيفشرند قرحه را تا زرداب از آن برآيد بتمامه پس بنگرند كه ميل [ در آن ] مىتواند درآمد يا نه ، اگر نمىتواند درآمد ، شياف غرب « 2 » را بسايند و دو سه قطره بچكانند صبح و شام . و هنگام تقطير ، بايد كه بيمار بر پشت خسپد و زير سرين او تكيه نهند تا افراشته باشد و به همين هيئت بماند تا كه دوا خشك شود . و اگر ميل تواند در آمد ، ميلى بگيرند باريكتر از سوراخ ناصور و پنبه بر آن پيچند و به آبى كه صمغ عربى در وى حل كرده باشند تر نمايند و در سحيق ادويه ، شياف بغلطانند و در قرحه نهند . دوم ، آنكه داخل روده و نافذ باشد . و علامت او برآمدن باد و براز است به غير اراده و ظهور او از اين منفذ . و ايضا چون ميل در قرحه كنند و انگشت در دبر نهند ، هر دو را در روده ملاقات افتد . امّا اگر اين منفذ به غايت تنگ بود و ميل نتواند درآمد از ضيق مسلك [ و ] براز نيز بدين جانب نتواند برآمد و [ لذا ] مشتبه گردد نافذ است يا نه ، فرق بينهما آن است كه : پنبه يا جز آن اندر مقعد بيمار نهند چنان كه برآمدن هوا را مدخل نباشد و بفرمايند تا دم حبس كرده [ و ] قوت كند به اسفل [ يعنى زور بزند ] چنانچه جهت اخراج براز مىكنند و انگشت بر قرحه باشد ؛ پس اگر حركت برآمدن ريح به
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Fistula ; sinus and fistula . ( 2 ) . صفت شياف غرب : صبر ، كندر ، انزورت ، دم الاخوين ، سرمه ، شبّ و گلنار ، از هريك يك درم ؛ زنگار دو سرخ [ در نسخهيى « رو سرخ » ضبط شده است ولى در « شرح الاسباب و العلاجات » ، بحث امراض چشم ، شياف غرب را طبق همين نسخه ذكر كرده اما « زنگار » را بدون هيچ قيدى ضبط نموده است ] كوفته و بيخته با گلاب شياف سازند .