مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

788

طب اكبرى ( فارسى )

درد پشت و بواسير و ماليخوليا و صرع و استسقا . و بعضى برآنند كه قولنج از شخصى به شخصى انتقال كند مانند و با . [ 1125 ] قسم دوم : آنكه باد غليظ در طبقات روده‌ها بسته شود و به واسطه احداث تمدد در امعا و ضيق در مجرى قولنج آرد « 1 » . علامت او ، وجع مسلّى است و انتقال درد و نيامدن آروغ به فراغت و تقدم تناول اغذيهء نفاخه و شديد البرودة و فواكه رطبه چون انگور و خيار و جز آن و تقدم وجود قراقر و نفخ . و ايضا از خواص وى است كه چون به چيزى گرم تكميد كنند يا دلك نمايند ، درد زياده شود و بعد از زمانى روى به سكون آرد . امّا زيادتى وجع ، به سبب انفصال ابخرهء غليظهء رياحيّه است كه از رطوبات زجاجيه جدا مىگردد به واسطه سخونت دلك و تكميد . و سكون وى ، به سبب تلطيف و تحليل رياح است كه علت غايى تكميد و دلك است . اندر اين مرض ، گاه باشد كه محل احتقان باد مرتفع شود به نهجى [ يعنى به گونه‌اى ] كه به نظر درآيد . و گاه باشد كه براز نرم برآيد و اين براز ، منتفخ اسفنجى بود همچون سرگين گاو و چون بر آب اندازند بالا بايستد و فرو ننشيند . علاج : به شافه « 2 » و حقنهء كاسر النفخ « 3 » طبع نرم كنند . و هرگاه شياف و حقنه كرده باشند [ و ] باد و بلغم زجاجى كه ماده با دست برآمده و با وجود آن وجع باقى باشد ، بايد دانست كه برودت در روده افتاده [ كه ] در اين وقت جهت تسخين مزاج امعا اين حقنه كنند : بابونه ، اكليل ، برنجاسف ، سداب ، نانخواه و سياه دانه ، نيم كوفته ، جمله را در آب بجوشانند و بپالايند و زيت و اندكى جندبيدستر آميخته حقنه كنند . و بفرمايند مريض را كه دوا را در روده زمانى طويل بدارد تا تسخين به وجه تمام حاصل گردد ؛ زيرا كه در اين حالت ، سخونت مطلوب است نه تنقيه . نافعترين چيزها در قولنج ريحى ، كمونى و فنداديقون و سنجرنيا و ترياق كبير خوردن

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Sympanites ; flatulent colic . ( 2 ) . صفت شافه كه در اينجا مفيد بود : بوره ، مقل جاوشير ، تخم سداب ، جندبيدستر و حنظل ، از هريك مقدارى لايق بگيرند و با قوام شكرسرخ بسرشند و شياف سازند . ( 3 ) . صفت حقنهء بادشكن : سداب ، نمام ، بابونه ، قيصوم ، مرزنگوش ، تخم كرفس ، باديان ، نانخواه و انجير ، هر قدر كه خواهد در آب بجوشانند و عسل آميخته نيم گرم حقنه كنند .