مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

مقدمه و فهرست 7

طب اكبرى ( فارسى )

مقدمه دانش پزشكى ، از علومى است كه از ماهيتى « تجربى » برخوردار است . به اين معنى كه ارزش‌گذارى تعاليم هر مكتب پزشكى در بوتهء امتحان نظريه‌پردازىهاى آن و محك زدن تجربهء عينى به طرح‌اندازىهايش است . حقيقت اين است كه آنچه يك نظام و سيستم طبى را بر همتايان خود برترى مىدهد و يا نقصان آن را مىنماياند ، تحقيقات بالينى و آزمايشگاهى و . . . نمىباشد بلكه « طب برتر » ، دستورات و برنامه‌هايى است كه بتواند چونان آبى گوارا بر كوير خسته و پژمردهء بيماران جارى شود و جوانه‌هاى حيات و شادابى را در وجودشان برافرازد . و « طبيب برتر » ، پيام‌آور سلامتى و مسيحاى زندگى و مجراى فيضان نام مبارك « هو الشافى » در تن‌هاى اسيران درد و درماندگى است ؛ گو اينكه قهرمانى اين عرصه را حكيمان روزگاران كهن در آسياى ميانه و ايران چون بقراط و جالينوس و ابن سينا و . . . از آن خود كنند و يا فتح قله‌هاى اسطوره‌يى اين ميدان را طبيبان سرزمين‌هاى رازآلود مشرق‌زمين با مكاتب طبى گوناگون و متنوع خود نصيب خويش نمايند و يا اينكه قرعهء فال به نام پزشكان روزگار معاصر با استخدام علوم و فنون و تجهيزات پيشرفتهء امروزى بيفتد و بنيان نوينى كه در « درمان » در مغرب زمين نهان شده ، گوى پيروزى را از رقيبان بربايد و در علاج بيماران از خود يد بيضاء نشان دهد . به راستى چگونه مىتوان در اين هماوردى علمى قضاوت كرد ؟ واضح است كه هركدام از داعيه‌داران برترى و مدعيان بىهمتايى كه بتوانند در « درمان » بيماران موفق‌تر باشند ، اوست كه در قلوب انسان‌ها و نزد وجدان‌هاى آگاه و بيدار مستحق است كه بر مسند « طبابت » نشيند . ما معتقديم طب سنتى كه در مكتب « ابن سينا » به عنوان آميزه‌يى از دستاوردهاى هزاران سالهء تحقيقات حكماى يونان و ايران باستان تجلى يافته است ، به خوبى مىتواند عهده‌دار اين رسالت باشد و شايستگى خود را در عمل به عنوان موفق‌ترين مكتب درمانى نشان دهد ؛ البته به شرط اينكه به خوبى زواياى وسيع اين دانش شناخته شود و با احاطه به شاخه‌هاى