مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
مقدمه و فهرست 57
طب اكبرى ( فارسى )
[ 909 ] فصل دوازدهم : در دبيلة المعده ؛ يعنى محلى در درون عضو ايجاد شود كه ماده در آن جمع شود و تبديل به چرك شود . [ 910 ] فايده : اگر خون يا ريم در اين مرض برآيد ، غالبا مرگآور است . [ 911 ] فصل سيزدهم : در قروح و بثور معده . [ 912 ] فرق قرحهء معده و امعاء و فم معده . [ 913 ] فصل چهاردهم : در نفخه ؛ يعنى دم كردن معده و شكم كه از سه سبب است . [ 914 ] اول : سوء مزاج سادهء بارد در معده افتد و در نتيجه حرارت غريزى ضعيف شود و نضج طعام كامل نشود و در نهايت باعث توليد بخار شود . [ 915 ] دوم : غذايى زياد يا پررطوبت يا نفّاخ ذاتى خورده شود . [ 916 ] سوم : اخلاط رديهء معده نفخ آورند . [ 917 ] فصل پانزدهم : در جشاء ؛ يعنى آروغ و تقسيم آن به طبيعى و غير طبيعى . [ 918 ] فصل شانزدهم : در تثاؤب ؛ يعنى دهندره و فازه . [ 919 ] فصل هفدهم : در تمطّى ؛ يعنى خميازه . [ 920 ] فايده : ذكر ادويهء مفيد جهت دفع ريح و نفخ معده . [ 921 ] فصل هيجدهم : در قىء و غثيان و تهوع و تقلب النفس كه بهحسب سبب بر نه قسم است . [ 922 ] تعريفى اين چهار واژه و فرق آنها [ 923 ] سبب كلى اين حالات [ 924 ] اول : تولد صفرا در معده باعث اين حالات شود . [ 925 ] دوم : تولد بلغم در معده سبب اين حالات شود . [ 926 ] فايده : مادهء بلغم تا در طبقات معده فرونرفته بايد زود زايل شود و گرنه بدون ادويهء قويه زايل نشود . [ 927 ] سوم : تولد سودا در معده سبب اين حالات شود . [ 928 ] چهارم : اخلاط مذكوره از اعضاى مجاور بر معده ريزند . [ 929 ] فايده : قبل از تنقيهء عضو بيمار مشارك در اين قسم ، نبايد دست به تقويت معده زد . [ 930 ] پنجم : ماده از تمام بدن منعصر شود و بر معده ريزد . [ 931 ] ششم : فساد غذا باعث اين حالات شود . [ 932 ] هفتم : سوء مزاج و ضعف در معده افتد . [ 933 ] هشتم : ماده بر سبيل بحران در معده ريزد . [ 934 ] نهم : كرم معده باعث اين حالات شود . [ 935 ] فصل نوزدهم : در قىء الدم ؛ كه چندگونه است . [ 936 ] اول : شكاف رگى در مرى يا معده .