مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
مقدمه و فهرست 47
طب اكبرى ( فارسى )
[ 670 ] سيزدهم : از امتلاى معده كه منع انبساط ريه كند . [ 671 ] چهاردهم : از خناق . [ 672 ] فايده : ذكر چند قاعدهء مختصر و مفيد در امراض ريوى . [ 673 ] فصل چهارم : در انتصاب النفس ؛ نوعى سختى تنفس شديد است كه مبتلا به آن تا سر پا است نايستد نمىتواند نفس بكشد . [ 674 ] تنبيه : ثمرهء اختلاف در ترادف و تفرق لفظ ربو و ضيق النفس . [ 675 ] فصل پنجم : در سعال ؛ يعنى سرفه ؛ كه بهطور كلى يا از سوء مزاج ساده يا مادى است ، يا از آماس و بثور و قروح ريه ، يا ورود اشياى خارجى به ريه و يا به مشاركت ساير اندامها . [ 676 ] اول : از سوء مزاج گرم سادهء ريه . [ 677 ] دوم : از خون صفراوى در ريه كه احداث لذع و تمدد كند . [ 678 ] سوم : از مادهء رقيق گرم كه پيوسته از سر به قصبهء ريه آيد و ايجاد لذع و حرقت كند . [ 679 ] فايده : مطالبى مفيد دربارهء نفث و شرايط دفع ماده توسط نفث . [ 680 ] چهارم : از سوء مزاج بارد كه در شش افتد . [ 681 ] فايده : سفيد مايل به سبزى را رصاصى نامند . [ 682 ] پنجم : از مادهاى كه از سر به ريه آيد و در آنجا غليظ شده و حبس شود . [ 683 ] تنبيه : تعريف خلط پخته و علامت آن . [ 684 ] ششم : از رطوبت ، كه در شش و سينه زياد بشود . [ 685 ] هفتم : از يبوست و حرارت شش . [ 686 ] هشتم : از خشونت در ريه به سبب غبار ، دخان يا فرياد شديد . [ 687 ] نهم : از جراحت اعضاى مجاور ريه . [ 688 ] دهم : از بثورات شش . [ 689 ] يازدهم : به مشاركت معده . [ 690 ] امكان حدوث سرفه از غلبهء سودا بر ريه . [ 691 ] فصل ششم : در نفث الدم ؛ يعنى برآمدن خون از دهان كه بر هفت قسم است . [ 692 ] اول : خون از اجزاى دهان باشد . [ 693 ] دوم : خون از زالوى موجود در حلق باشد . [ 694 ] سوم : خون از سر به كام ريزد . [ 695 ] چهارم : خون از جراحت حنجره يا قصبهء ريه برآيد . [ 696 ] پنجم : خون از ريه برآيد ؛ به سبب ضربه يا سقطه ، فرياد بلند ، ريزش خلط صفراوى حادّه يا مالحهء بورقيه بر ريه ، انصداع دهانهء عروق از امتلاء و يا سوء مزاج بارد مكثف ريه .