مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
40
طب اكبرى ( فارسى )
مرض - يعنى قبل از آنكه دو روز بگذرد - سركه و گلاب و روغن گل آميخته بر سر طلا كنند . و پس از دوم روز ، اندكى جندبيدستر در طلاى مذكور بيفزايند و چون مرض به انتها رسد ، محلّلات ضماد نمايند بىامتزاج روادع ؛ مثل جندبيدستر و عاقرقرحا و فوتنج و حاشا و نطرون به آب نمام يا آب مرزنجوش يار [ يعنى مخلوط ] نموده قدرى سركهء عنصل و زيت افزوده . و هرگاه مرض به انحطاط رسد ، بهر تحريك و تبديل و تسخين دماغ و تحليل مادهء ما بقى ، عطسه آورند به كندش و جندبيدستر . [ 69 ] قسم پنجم : سقاقلوس « 1 » نوعى است از سرسام كه آن را « سقاقلوس » گويند . و اين ، در اينجا عبارت است از ورم گرم كه مادهاش خون غليظ باشد و در تجويف شرائين دماغ حادث گردد خاصة [ يعنى فقط در آنها ] و اين ، صعبترين اقسام سرسام است [ و ] در سه روز كار به اتمام مىرساند امّا بهحسب تقدير [ الهى اگر ] از سوّم روز تجاوز نمايد ، اميدواريست كه به صحت گرايد . و معنى سقاقلوس ، فى الحقيقت در لغت يونان ، موت عضو و بطلان حس عضو است چنانچه در آخر كتاب خواهد آمد ؛ ليكن در اينجا به سبيل مجاز اطلاق كنند . و مقدمهء سقاقلوس را غانغرايا ؛ گويند يعنى در ابتدا [ به اين نام خوانند ] و پس از آنكه عوارض مشتد شود و حسّ بالكل باطل گردد ، سقاقلوس نامند . و جالينوس مىگويد كه اين هر دو لفظ مترادفاند . علامت و علاج اين ورم كه در اين محل واقع مىشود ، چون علامت و علاج سرسام دموى است ؛ مگر آنكه عوارض سقاقلوس به غايت شديد مىباشد . و گفتهاند تا سه روز نگذرد ، دست به علاج نكنند . و علامت و علاج سقاقلوس كه در اعضاء ديگر افتد ، در فصل اورام گفته شود . [ 70 ] قسم ششم : جمره « 2 » نوعى است از سرسام كه آن را « جمره » گويند [ و ] علامتش آن است كه بيمار چنان
--> ( 1 ) . ترجمهء اردوى شرح الأسباب : . Gangrene ( 2 ) . قاموس القانون : . Carbuncle