مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
26
طب اكبرى ( فارسى )
سوّم ، آنكه اعصاب متاذى گردند از حركات جماع و بدان سبب دماغ متالّم شود و درد سر پديد آيد و سببش ضعف اعصاب است . و اين نوع ، به جوانان قوى اعصاب عارض نمىشود . و علامتش اين است كه بعد از جماع ، بدن بلرزد و ظاهر شود ضعف در حركات و دريابد عليل كه دماغ وى منقبض مىگردد و كشيده مىشود : امّا اگر ضعف در مقدم دماغ بود ، كشيده مىشود به خلف و اگر ضعف دماغ به خلف باشد ، كشيده مىشود به قدّام و باشد كه اذيت دماغ و انقباض وى به سكته و موت انجامد . علاج : بهر تقويت سر كه مبداء اعصاب است ، جندبيدستر و روغن قسط آميخته [ و ] بمالند . و گوشت بره به [ كمك ] مصالح خوشبو ساخته و مانند آن اغذيهء مطيّبه تناول كنند و روايح طيبه ببويند . [ 49 ] قسم دهم : در صداع ضربى و سقطى « 1 » موجب الم از ضربه و سقطه ، يا مجرّد اذيت و نكايت است كه لاحق شود به حجابى كه بر قحف موضوع است . [ و ] يا ورم كه عارض شود در جوهر دماغ و يا در اغشيه . [ و ] يا انشقاق كه حادث شود در دماغ يا در حجب داخلى يا در غشائى كه مجلّل است از خارج . [ و ] يا كسر ، كه عارض شود در عظم سر و بدان سبب اغشيه متمدد كردند . [ و ] يا تزعزع [ يعنى تكان خوردن ] كه لاحق شود دماغ را و سقطه و ضربه كه موجب تزعزع دماغ گردد مهلك است در اكثر . علاج آن : هرگاه سقطه و ضربه بر سر رسد و به كسر انشقاق نيانجاميده باشد و ترسند كه از شدت وجع ورم حادث گردد ، رگ قيفال يا اكحل گشايند اگر مانع نباشد « 2 » - . [ و ] بهر تسكين وجع و تبريد و تقويت سر ، طرفاء و آس و آرد جو و گل ارمنى و ماميثا و آرد عدس و حضض و اقاقيا و صندل در آب لسان الحمل و روغن گل آميخته [ و ] ضماد نمايند . و در اين باب ، روغن گل به غايت مفيد است [ كه به صورت ] ماليدن و [ يا ] در ضماد آميختن [ استفاده شود ] كه مسكّن وجع است و مقوى سر . و اگر قدرى سركه به روغن گل
--> ( 1 ) . قاموس القانون : . Traumiatic headache ( 2 ) . در فهرست اصطلاحات و لغات و شرح عبارات طبى در آخر كتاب ، اين موانع تحت عنوان « موانع فصد » مضبوط است . م .