مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
23
طب اكبرى ( فارسى )
آنچه از يدين بود ، بهر تنقيهء بدن ، « حبّ اصطمخيقون » دهند . و بهر تنقيهء نفس عضو ، هرجائى كه مبداء حركت بخار باشد [ را ] حجامت نمايند . و هنگام هيجان صداع ، بازو بربندند . آنچه از ديگر اعضا بود ، علاج هريك ، تقويت و تنقيهء آن عضو است ؛ چنانچه در جايگاه خويش ضبط يافته و اين بحث در صرع شركى نيز ذكر يافته است مع فوايد زايد [ 42 ] قسم چهارم : در صداع ضعف دماغى « 1 » علامتش كدورت حواس است و ظهور آفت در افعال دماغى و حركات ارادى و در اين قسم ، ادنى سبب چون تصاعد ابخره [ در ] نزديك هضم غذا و استماع اصوات و شميدن روايحات غير قويه ، موجب صداع مىگردد . و افعال دماغى ، فكر است و تخيّل و تذكّر . علاج : بهر تقويت دماغ ، ماكيان و تيهو با نخود پخته و به زعفران و گلاب و دارچينى خوشبو ساخته [ و ] تناول كنند . و قرنفل و گلاب طلا سازند . و روغن گل مالند . و سيب و عنبر و زعفران و گلاب ببويند . و اگر سوء مزاج ساذج نيز يار [ يعنى همراه ] باشد ، تبديل مزاج كنند بدانچه به بالا مفصل ذكر يافته . و اگر سوء مزاج مادى مع الضّعف مركب بود ، تنقيه را بر تقويت مقدم دارند . [ 43 ] قسم پنجم : در صداع قوت حس دماغى « 2 » علامتش سرعت انفعال است از ادنى سبب كه محسوس شود با وجود ذكاء حس و سلامت افعال دماغى . و در اين قسم ، به جهت پاك بودن دماغ از فضول ، رمص و وسخ و مخاط و مانند آن هيچ نباشد . علاج : در مكدّر ساختن حس كوشند . و آن ، چنان باشد كه اكارع و رؤوس يا « 3 » شعير پخته تناول كنند . و هريسه - خصوصا از گوشت گاو - به غايت مفيد است ؛ امّا اگر هاضمه ضعيف باشد بر خوردن بقول بارده - چون برگ كاهو و خرفه و گشنيز تر قناعت ورزند . و گاه باشد كه از اين تدابير ، مقصود حاصل نشود و به استعمال مخدّرات حاجت
--> ( 1 ) . قاموس القانون : . Anaemic headache ( 2 ) . قاموس القانون : . Allergic headache ( 3 ) . در نسخهيى « با » نوشته شده است . م .