محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

97

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

و بيان وجود حرارت غريزى مفصل گفته آمديم . و له بطنان و مر دل را است دو خانه بر طبق قول جمهور إحدهما الأيمن يكى از آن دو بطن به طرف راست است و هذا مملو بالدم الكثير و الروح القليل و اين بطن پر است از خون بسيار و روح اندك ، زيرا كه به جگر متصل است و عمده فعل وى اشتغال به جذب غذا و استعمال آن است و له مجار يجري فيها من القلب إلى الرئة دم الغذاء و مر اين بطن را است گذرها و راه‌ها كه جارى مىشود در وى از دل به سوى شش خون غذا ، يعنى خون كه آن غذا است و من الرئة إلى القلب الهواء و جارى مىشود از ريه به سوى دل هوا . بدان كه يك مجرى به سمت جگر است و وريدى در آن داخل شده جهت ايصال خون از جگر به قلب و مجراى ديگر به سمت ريه است وريد شريانى از آن برآمده و به شش رسيده است جهت ايصال غذا به ريه ، چنانچه در تشريح ريه گذشت و از آنكه زياده بر واحد حكم جمع داده اطلاق مجارى بر مجريين باك نيست و هر چند از شريان وريدى كه از بطن ايسر برآمده است نيز حصول جذب هوا و دفع بخار مىشود ليكن مخصوص‌تر و عمده‌تر در اين باب وريد شريان است . و الثاني الأيسر و بطن دوم به طرف چپ است و اين نسبت به ايمن بزرگتر و استوارتر . و هو مملو بالروح الكثير و الدم القليل و بطن ايسر پر است به روح حيوانى بسيار و خون اندك ملاك امر از دل توليد روح است و عمدهء غرض از وجود خون در وى تكوّن روح است از آن و مصاحب بودنش با روح در شريانهاى وى به اعضا از هر دو طريق شريان ، زيرا كه خون قلب به مثابهء مَركب است مر روح حيوانى را و به منزله ذخيره است تا عند نقصان روح روح ديگر من حيث المدد متكوّن هم مىشود ، زيرا كه در شريان نيز روح متكوّن مىشود اما نه به نوعى كه در دل مىشود و چون مبدأ شرائين قلب است تكوّن وى در شرائين هم از فيض مبدأ آنها است و از اين جهت است تخصيص مبدئيت او به قلب . و هو منبة الشرائين و بطن ايسر محل رستن شريان‌ها است . و اين نيز دو دهن دارد : يكى دهنه شريان عظيم است كه همه شريان بدن از آن برآمده‌اند و دوم دهنه شريانى است كه به ريه رفته و نفوذ هوا از ريه به دل از اين نيز حاصل مىشود و به شريان وريدى مسمى است . فائده [ بيان مجرى ] ما بين بطنين مذكورين مجرى واقع است كه خونى كه از ايمن به ايسر مىآيد در اينجا نضج يافته و به معدن روح كه بطن ايسر است مناسبت پيدا كرده همى آيد . و مجراى مذكور هنگام تعرض القلب متسع مىشود و وقت نطول او منضم مىگردد ، يعنى انضمام و انبساط او حسب انضمام و انبساط قلب است و قياس اين مجرى همچون قياس بطن اوسط دِماغ است . و بعضى اين را هم از بطن مىگيرند و قلب را سه بطن ثابت مينمايند . اما جالينوس و ديگر محققان دهليز و منفذ مىشمارند نه بطن و لكل أن يصطلح . و قاعدهء بطن ايمن بسيار فروتر است نسبت به قاعدهء بطن ايسر . و حكمت در اين آن است كه هرچه صاف است به ايسر گرايد و آنچه كثيف باشد همانجا بماند لتقعره و تسفله بالنسبة إلى قعر الأيسر . انتباه [ راه شناخت حيوان دلير ] هر حيوان كه دل او بزرگ باشد و قليل الحرارت نبود دلاور باشد و آنچه دل وى خرد بود اما كثير الحرارت باشد آن نيز دلير باشد و آنچه دل او قليل الحرارت بود اگر چه بزرگ باشد نامرد بود مثل شتر و خرگوش . و پوشيده نماند كه قلب تحمل نمىكند الم را و نه ورم را از آن است كه بعد ذبح حيوان آفتى در دل يافته نمىشود به خلاف ديگر اعضا ، كه اكثر ماؤف مشهود مىگردند . و گاهى يافته مىشود در دل بعض حيوانات كبير الجسد استخوانى به مثابهء غضروف و گاهى دل بعض ميمون ذو رأسين يافته شده . و از قوت حيات قلب است كه مىبينيم چون دل از حيوان جدا كنند حركت در دل تا زمانى