محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

6

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

بهر آنكه اين هوا مركب است از اجزاى باردهء مائى و ارضى و وجه ديگر آنكه هوا اگر چه گرم است ليكن نسبت به ابدان سرد است چنانچه آب نيمگرم نسبت به آب گرم سرد مىنمايد و لهذا هوا چون مىجنبد سردتر محسوس مىگردد به واسطهء تبديل اجزاى هوائيه ماسهء بدن كه عند المكث از حرارت بدن متكيف به حرارت مىشود چه هواى جديد لاحق مىگردد عند التحرك و وى سرد است نسبت به هواى ماسهء ابدان . [ دليل رطوبت هوا و درجات آن ] اما دليل بر رطوبت هوا سهولت قبول اشكال است و رطوبتش بيشتر است از رطوبت آب لهذا در هوا هيچ ممانعت نيست يعنى حركت جسم در وى در غايت سهولت مىباشد بىمنعى . و [ درجات چهارگانه هوا ] هوا چهار درجه دارد : يكى آنكه مماس مقعر نار است و وى بر طبع خويش است يعنى گرم و تر زيرا كه بسيط است و نهايت اين طبقه تا آنجا است كه مقطع تصاعد ادخنه واقع شده و بعد درجهء بسيط درجه هوائى دخانى است و طبع اين طبقهء ثانى گرم و خشك است بنا بر امتزاج دخان . و بدانند كه نهايت درجه تصاعد اكثر دخان تا اينجا است و باشد كه بعضى ادخنهء قوى الحرارت باشد و شديد النارية و از اينجا نيز صعود نموده و طبقهء بسيطه را هم قطع كرده با نار لاحق شود و ليكن دخان مذكور در آنجا واقف نمىتواند ماند و به مجرد وصول بكرهء نار از صدمهء حركت دوريهء نار باز پس مىگردد و از زمهرير هم فروسوى مىگرايد و از اسباب توليد رياح يكى اين است چنانچه در بحث رياح بعد ذكر اقاليم بيايد . و بعد درجهء دخانيه درجه هوائى بخارى است و غايت صعود بخار تا اينجا است و اين درجهء سومى شديد البرودة است و مسمى است به زمهرير و تكوّن ابر و ژاله در اينجا است و وجه برودت او اختلاط ابخرهء باردهء مائى و ارضى است و اگرچه باعث تصعيد ابخرهء حرارت است ليكن تا رسيدن بخار به اينجا آن حرارت قاسره زوال مىپذيرد و بخار مرتفع به اصل طبع خويش رجوع مىكند و هوا را سرد مىسازد و از آنكه حرارت منعكسهء شمسيه تا اين محل نمىرسد و صعود ابخرهء دايم مىباشد بالضرور برودت درين درجه لازم مىبود و فيضان برد در هواى ما تحت از وى است به واسطهء هبوط ابخرهء باردهء از آنجا لهذا در هواى مغيّم گرمى محسوس مىشود بنا بر منع كردن ابر نزول بخار بارد را . فائده [ در بيان تفاوت دخان و بخار ] اگر گويند بخار نسبت به دخان خفيف است پس وجه تفوق طبقهء دخانيه چه باشد ؟ گويم : اگرچه دخان نسبت به بخار اثقل است ليكن اجزاى ارضيه كه در دخان است بنا بر يبوست ذاتى محافظت مىكند اجزاى مصعدهء ناريه را كه در وى است بخلاف بخار كه اجزاى مائيهء او بنا بر رطوبت امساك اجزاى نارى به شدت نمىتواند كرد لهذا دخان به سبب بقاى فاعل صعود بيشتر مىكند و طبقهء چهارم از زمهرير تا سطح ماء و ارض است و احوال اين به حسب حرارت منعكسه و بخار تنزل در حرارت و برودت مختلف است چنانچه مرئى است در روز و شب و سرما و گرما و در هواى صاف و مغيّم . و قوىترين اسباب سخونت اين هوا حرارت انعكاسيه است لهذا هر چون كه از زمين بالاتر رويم و حال آنكه آفتاب بر سمت الرأس باشد برودت