محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

500

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

جگر و مورث حمى است مهما امكن به حقنهء حادّه مبادرت نشايد و براى نقص فضولى كه از استفراغات ديگر باقيمانده باشد حُقنه نيكو معين است و كذا شافه قايم مقام حُقنه است . و چون در فصل ثامن از مقالهء رابع كه ثابت است در علاج مرضى منافع حُقنه و صورت محقنه و طريق استعمال او و بيان مقدار و تراكيب و جز آن كه بدان تعلق دارد مشروحا ذكر شده بود در اينجا تكرار نكرده شد . و ايضا بدانند كه هم در آن فصل معنى قَطور و نَطول و سَكوب و كُماد و طلا و ضماد و شَموم و لَخْلَخه و نَفوخ و عَطوس و وَجور و سَعوط و سَنون و كُحل و ذَرور و بَرود و بَخور و تَمريخ و دُهن و تَدهين و شافه و فَتيله و آبزن و پاشويه و شدّ اطراف و حَمول و فُرْزُجه و انكباب مع فوائد كثير و ضوابط استعمال و طريق جَبر و بَط و كَىّ مشروحا گفته شده و در اينجا بر سبيل تنبيه و تذكير اشاره نمودم تا طالب را آسانى باشد . خاتمة الكتاب من شارح القانون محمد أكبر المعروف شاه محمد أرزاني دهلوي در معذرات اقتصار كردن بر شرح كليات قانونچه و ناپرداختن به شرح معالجات آن مشهود ارباب كمال باد كه اين درويش قبل از اين كتابى مبسوط كه مسمى به طب الاكبر است و متضمّن بر اكثر مطالب شرح اسباب و علامات و ديگر كتب معتبره در معالجات تأليف نموده بود و مىخواست كه در كلّيّات نيز چيزى بنويسد حسب الاتفاق دوستى جانى كه نزد فقير قانونچه مىخواند باعث بر اين معنى شده كه همين را شرح كرده شود و چنانچه به عنايت سبحانى در آخر سلطنت عالمگير غازى غفر اللّه له شروع در آن شد و از آنكه به واسطهء نهضت اين عاجز از دكن به جانب شاه جهان‌آباد و حدوث حوادث زمانى كه هيچ احدى از افراد انسانى از آن خالى نيست ، خصوص از فتور سرعت تغيرات سلاطين جهانى توقف در اتمام شده بود و از هجوم اعزّه نيز كم فرصت مىيافت ، به هر حال در اول جلوس بادشاه دين‌پناه وحيد اوانى محمد فرخ سير بادشاه عالمگير ثانى أدام اللّه بقاءه و أجرى في السنة العالمين و في قلوب العارفين ثناءه و دعاءه به اتمام رسانيده و به حسب ذهن قاصر خود در بسط كلام و تنقيح مرام تقصير نكرده اغلب كه منظور نظر علماء عظام و حكماء كرام آيد و ما توفيقي إلّا باللّه . و در اثناى تسويد اين رساله اگرچه اكثر كتب حاضر مىشدند ، ليكن بيشتر از قانون و شرح قرشى رح مرقوم مىگشت اگر در موضعى كسى را تردّدى باشد در آنجا بنگرد و احيانا اگر خطائى در فهميدن اين عاجز رفته باشد به اصلاح آن توجه كردن بعد ظهور خطا ظهورا بيّناً بر واقف آن واجب است كه غرض از اين محنت و ارقام ، محض انتفاع انام است و السّلام .