محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
479
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
ماده از معده برمىآيد تصاعد بخار كه علت ظلمت بصر است منقطع مىگردد . سوم آن كه تخمه را مفيد است آجلًا و عاجلًا ، نفع قى عند وجود تخمه ظاهر است ، اما قبل از حصول به اين وجه است كه بنا بر تنقيهء معده منع استعداد آن مىكند . چهارم آن كه منع انصباب مرار مىنمايد ، چه ، كسى كه معتاد به انصباب مرار بر معده بود وى را جوع يا غضب يا جز آن كه موجب هيجان صفرا است افتد لازم است كه نخست قى كند ، بعده طعام خورد ، تا ورود غذا در معده به قى شود و بىآفت باشد و اگر قى ناكرده غذا خورد بنا بر اختلاط او به صفرا فساد در غذا پديد آيد . پنجم آن كه اشتهاى طعام پديد مىآرد ، بنا بر ازالهء رطوبات دسمه و حلوه از معده . و شك نيست كه اجتماع رطوبات در معده مسقط شهوت صالح و مُحدث شهوات رديّه است . ششم آن كه بدن را محكم مىكند و ترهّل زائل مىسازد ، بنا بر اصلاح هضم و تنقيص رطوبات . اما امراضى كه قى بدان نفع دارد بسياراند ، چون استسقا و صرع معدى و ماليخوليا و جذام و نقرس و عرق النساء و رعشه و فالج و قروح كليه و مثانه و رداءت لون و يرقان و انتصاب النفس و قوبا و جميع اعلال سفلى و مادى و اكثر امراض مادى علوى . و موافقترين اشخاص به قى كسى است كه مزاج طبيعى او مرارى بود و لاغر باشد و معرّا بود از موانع كه بالا گذشته . فائده اندر مضار قى بدانند كه قى مفرط مضرّ و مضعف معده است بنا بر كثرت حركات متعبه و جذب مواد كثيره كه لازمهء او است . و ايضا صدر را ضرر دارد به سبب افراط تحريك آلات سينه . و ايضا بصر را و گوش را بنا بر تحريك مواد به اعلى . و ايضا اسنان را به واسطهء تعلق ما يخرج به آن . و ايضا اوجاع مزمنهء سر را كه نه از مشاركت معده بود . و ايضا صرع دِماغى را كه به معده تعلق نداشته باشد . و ايضا كبد و ريه را بنا بر انجذاب مواد از عروق به آنها و حدوث ضعف در آنها . و ايضا عروق را ، چه ، گاه باشد كه در عروق امتلا بود و از قى مفرط انصداع در آن آيد . و دريابند كه بعض مردم حسيس الطبع از غايت حرص بر طعام در روزى چند بار شكم سير مىخورند و هر بار به قى مندفع مىسازند و اين عمل بسيار بد است و امراض كثيره احداث مىكند و زود پير مىسازد ، احتراز از آن واجب است . و ايضا حبلى را قى مضر است ، خصوص كه مفرط بود . قسم دوم در اسهال و أما الإسهال فيشترط فيه تقديم المليِّنات اما اسهال پس شرط كرده شده است در وى كه نخست تليين كنند به منضجات و بعده مسهل دهند . و السكون بعده و شمّ الروائح المانعة من الغثيان كالسفرجل و النعناع و ايضا شرط است كه سكون ورزند پس از شرب مسهل و ببويانند بويهائى كه منع غثيان كند ، مانند به و پودينه ، زيرا كه غثيان موجب قى است و قى مبطل عمل مسهل است ، پس اجتناب از آن ضرورى باشد . و إن أفرط الإسهال فيتناول ما يحبسه و اگر افراط كند اسهال ، پس داده شود چيزى كه حبس كند آن را . و إن شرب الدواء و لم يسهل و اگر نوشيده شود دواى مسهل و عمل نكند ، فالأولى أن لا يحرك الطبيعة إن لم يحدث مرضاً مخوفاً پس بهتر آن است كه حركت ندهد طبع را اگر احداث نكرد مرض ترسناك را . و إن أحدث فالأولى أن يبادر إلى الحُقنة و اگر حادث كرد مرضى را پس