محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
476
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
و حركت جاذبه به دافعه مزاحمت دارد ، از اينجا است كه قبل قى از مضغ علك و غير آن بازداشتن نيز لازم دانستهاند . و اشيائى كه مهىّ قىاند تناول جرجير است و فجل و طرنج و فودنج جبلى تازه و بصل و كرّاث و ماءالشعير ثفلدار مع العسل و حسو باقلى مع شكر و شراب حلو مع عسل و لوز مع عسل و بطيخ و قثا و به زور اينها يا اصول اينها كه كوفته در آب تر نمايند و شكر آميخته بدهند و شورباى فجلى و نان فطير كه در روغن پزند و در عسل يا دوشاب نهند و مانند آن و فقاع اگر با عسل نوشند عقب حمام قى آرد و اسهال نيز . فائده اندر تدابير اثناى قى هر گاه تهيهء آن كنند و امتلا در معده نباشد و مانع ديگر نيز نبود رياضت و تعب فرمايند تا قى بيشتر و آسان برآيد ، چه ، تعب محرّك و مسخّن اخلاط است و بدان سبب صعود او به سهولت حاصل مىشود ، لهذا فاضل بقراط گفته كه : اگر كسى را خربق بدهى پس بايد كه قصد تو در تحريك او بيشتر باشد و در تسكين و تنويم كمتر . و اگر خواهى كه استفراغ به قى فزونتر شود حركت ده بدن را . و اگر خواهى كه ساكن شود به تسكين و تنويم كوش . و ايضا شكم را به قماط لين بهبندند بستنى معتدل تا امن دهد از وقوع فتق بىممانعت ، چه ، ظاهر است كه شدّ ضعيف مانع فتق نمىتواند شد و شدّ قوى عسر قى مىآرد . و بايد كه اسفل اين قوىتر از اعلا بود تا اعانت دهد در دفع مواد به فوق . و ايضا هر دو چشم را رفاده نهاده به عصابه مربوط سازند تا از جحوظ مانع آيد و اگر بجاى رفاده خريطهء خرد به سرمه پر كرده بنهند و بهبندند بهتر باشد . و بعد تشرب دوا چون زمانى معتدٌبه كه در وى حصول تأثير او بود بگذارد به قى متوجه شوند ، پس اگر طبع به حركت آيد فبها و الا پر مرغ به مثل روغن حنا چرب ساخته به حلق درآرند و اگر اينهم كفايت نكند قدرى حركت دهند و اگر اينهم كافى نشود به حمام برند ، چه ، حركت و حمام اعانت مىدهد بر قى . و كذا تسخين معده و اطراف و اما ايجاب تسخين معده مر غثيان را لازم و ظاهر است و ليكن ايجاب تسخين اطراف مر غثيان را لازم نيست ، چه ، گاهى حبس قى هم مىكند ، بنا بر جذب مواد از معده به اطراف و هر گاه بعد شرب مقى تقطيع و كرب افتد آب گرم و زيت دهند تا قى آرد يا اسهال . و چون لبث دوا در معده ضرورى است تا تأثير نمايد اگر قبل از تأثير به سرعت در عمل قى نمايد واجب است كه به منع آن كوشند به استنشاق رائحه طيبه و غمز اطراف و سقى قدرى از خل و تناول تفاح و سفرجل مع قليلى مصطكى . و در حال قى راست بنشيند و اگر استاده قى كند بهتر باشد و به هيچ حال بر پهلو تكيه نكند . فائده اندر اوقات احوال قى بهترين اوقات به اعتبار فصول صيف است و به اعتبار ساعات يوميه دو پاس روز ، از بهر آن كه وقت گرم مدد مىدهد در اخراج ، اما اختيار نيمه روز در حق كسى است كه قى بر نهار نكند ، چه ، اگر قى بر نهار كند افضل اوقات در باب او قريب يك پاس روز برآمدن است ، چه ، اگر تا نصف روز گرسنه ماند جوع غلبه كند و غلبهء