محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
466
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
ضد آن جهت رگ را بگيرند و نيشتر ذى شفرت بكشايند . و بالا گفته شد كه رگ شديد الزوال را به مبضع تيز كه هردو جانبش حاد بود بايد كشود . و فصد دواجين واجب است كه به طول باشد . هفتم رگى است كه بر سر بينى واقع است و آن را عرق الأرنبه گويند و موضع فصد آن وسط سر بينى است كه ملتقاى غضروف است و تفرق در آن به لمس اصبع محسوس مىگردد در بالغين و به يدل على البلوغ و مِبضعى كه بدين كار آيد طويل الرأس بايد . و طريق فصد وى آن است كه مبضع را در موضع معلوم مذكور فرو كنند بىربط و شد عنق و خون قليل از وى برمىآيد و نفع آن جهت كلف و كدورت لون و بواسير انف و بثور و حكّهء انف مخصوص است ، ليكن گاه باشد كه در لون وجه حمرت مزمنه مشابه سعفه احداث مىكند و مضرت عظيمتر از منفعت پديد آيد كثير او و احوط در اين آن است كه نخست فصد دست كنند ، بعده اين فصد نمايند . هشتم آن عروق است كه تحت الخُشّا واقعاند و فصد اينها جهت سدر كائن از دم لطيف و جهت اوجاع متقادمهء سر مفيد است . و خُشّا به ضمّ خاى معجمه و شين معجمه مشدّده نام استخوان است كه خلف الأذن است و اصل آن خُششا است كه به ادغام خُشّا شده و تثنيه آن خشاءان است و اين رگها را در محلى كه متصل نقره است مىكشايند . نهم آن عروق اربعه اندك بر دو لب واقعاند ، بر هر لب دو عرق و اينها مسمى هستند به چهار رگ . و فصد اينها جهت قروح فم و قلاع و اوجاع لثه و اورام و استرخاء و قروح آن و بواسير و شقاق كه بر لب افتد نفع دارد و اولىتر آن است كه اين عروق را به مبضعى مدوّر الرأس كه معروف است به ورده بكشايند . دهم آن رگى است تحت اللسان بر باطن ذقن و فصد او خوانيق و اورام لوزتين را سود دارد . يازدهم آن رگى است تحت اللسان بر نفس لسان و فصد آن ثقل زبان را كه از دم بود نفع دارد و واجب است كه اين را به طول بگشايند ، چه ، اگر به عرض گشوده شود ارخاى دم به صعوبت شود . دوازدهم آن رگى است كه واقع است بر عنفقه و فصد او بخر را سود مىدهد و عنفقه بالفتح شعرات را گويند كه ميان لب سفلى و ذقن واقع است و اين موىها را به پارسى بچهء ريش خوانند ، لب مذكور در اين موضع هست . سيزدهم آن عروق اللبه و آن را در معالجات فم معده مىكشايند و لبب و لبه بالتحريك نام موضعى است كه التقاى دو استخوان چنبره گردن در آنجا است و شتر را نحر در همان محل مىكنند . چهاردهم از اين اوردهء مذكوره رگ باريكاند اندرون سوراخهاى بينى كه آن را عرقا المنخرين گويند و اين را جهت استخراج رطوبت و خون از چشم مىكشايند . و طريق فصد او آن است كه مريض را در آفتاب ايستاده كنند و هر دو سوراخ بينى او مقابل آفتاب دارند و بفرمايند كه حبس نفس كند تا كه روى سرخ شود و رگهاى مذكور پديد آيند پس فصّاد به قفاى مبضع يا به آلتى كه مخصوص به اين كار و مانند مهت مىباشد بكشايند . فتح دوم در شرائين كه اندر سراند و اين دو گونه است :