محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
429
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
و داغ به قدر سطبرى جلد بايد و مندمل شدنش نشايد ، تا دايم رطوبت از آن بيالايد . و حاجت به داغ معده در صورتى است كه نزلهء دماغى پيوسته بر آن ريزد و آن را تباه سازد ، حتى كه هيچ دوا و تدبير سود ندهد . طريق داغ در استسقا آن است كه پنج جا داغ دهند : يكى بر فم معده ، دوم بر جگر ، سوم بر سپرز ، چهارم بر قعر معده ، پنجم بالاى ناف و اين ، مخصوص به طبلى و زقّى است و بعد از يأس تدبير ديگر بايد كرد . طريق داغ سر كتف آن است كه هر گاه مهرهء استخوان بازو از سر كتف بيفتد ، بايد كه اول مهره را به جاى برند ، پس داغ كنند بدين طريق كه مريض را بر پهلوى سالم بخسپانند و پوست آن محل كه مهرهء لغزنده بود به صناره يا به سر انگشتان بردارند تا قوت داغ به عصبها و رباطها كه آنجا است نرسد ، پس حوالى آنجا داغ نهند متعدّد و اقلِّ آن چهار است بر شكل مربع و داغ چنان بايد كرد كه سطبرى پوست تمام بسوزد . طريق داغ مفصل سرين كه جهت وجع الورك و عرق النساى كهنه كنند آن است كه حوالى آن داغ دهند متعدد . و بعضى اطبا آلتى مىسازند بر شكل قدحى و دو دائره ديگر در آن نصب كنند چنانچه در يك دفعه سه داغ مدوّر حاصل آيد . و اين قدح را دنبالى دراز مىگذارند جهت گرفتن . و قطر قدح قدر نيم بالشت بايد و سطبرى لب آن ، مقدار سطبرى دانهء خرما . و فصل فيما بين دائرهء منتصبه آن ، قدر سطبرى يك انگشت . فى الجمله بعد داغ ، مدتى مندمل شدن ندهند تا نيك ترشح كند ، پس از آن مراهم سازند . طريق داغ دندان كه درد كند ، از سوء مزاج بارد ساده بود ، يا از بلغم و به دوا منتفع نشود آن است كه از زر يا از آهن ميلى سازند و انبوبه بر دندان نهاده ، آنجا محكم داشته و آن ميل را سرخ كرده به انبوبه در آرند و بر دندان رسانند و زمانى نيك دارند و باز تكرار كنند تا خوب داغ شود . و اگر حوالى آن سن ، به خمير درگيرند و روغن زيت جوشان كرده ، به مغرفهء صغير گرفته ، بر آن سن محاط به خمير اندازند نيز مجوز است و از اين داغ درد فورا ساكن شود . طريق داغ ناسور لثه آن است كه بر يك طرف ميل ، صوف پيچند و آن را در روغن زيت ، يا گل ، يا كنجد ، كه جوشان باشند در آرند ، پس بر گوشت فاسد گذارند و تكرار همى كنند تا گوشت گنده بتمامه بسوزد و رطوبتى كه مانع التحام است خشك شود . انتباه هر محلى كه ذى غور بود چون داخل انف و فم و مقعد و كىّ در آن شود مع محافظت حوالى وى . طريق داغ آنجا همان است كه به وساطت انبوبه داغ دهند ، چنانچه در داغ دندان گذشت . و اگر بدانند كه انبوبه ، مانع حرارت ميل نخواهد شد از تنگ جرمى ، بايد كه طلق و مغره به سركه مذاب ساخته بر آن انبوبه از طرف خارج بيالايند ، پَستر ، خرقه بدان پيچند و نيك سرد كنند به گلاب سرد ، يا به بعض عصارات ، بعده به عمل آرند تا بىضرر باشد . و هر گاه داغ جهت اسقاط لحم فاسد كنند ، احتراز از گوشت صحيح واجب دانند . و نشان لحم صحيح آن است كه از داغ الم كند . و گاه باشد كه احتياج افتد به آنكه