محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
422
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
فائده اندربيان محقنه ، يعنى آلة حقنه و آن بر شكل كيسه بود و يك طرف آن عريض بود و يك طرفش دقيق ، مانند گردن كدو و بدين طرفِ دقيق انبوبه وصل مىكنند و در عضو مقصود مىدارند و آب حقنه را در كيسه كرده ، دهن آن را به هم آورده مىفشارند تا آب حقنه به عضو مقصود مىدرآيد . و هر چند ، بنا بر ضرورت ، انبوبهء نى و جز آن كه ذى تجويف واحد بود به كار مىبرند و در عوام همين معمول است ، ليكن سزاوار است كه انبوبه ، چنان سازند كه در آن دو جوف باشد ، يكى براى انصباب دوا و دوم براى خروج ريح ، تا باد اگر در امعا بود برون آيد و به اعلى باز پس نرود ، احداث فساد ننمايد . و كيفيت اين انبوبه مفصل گفته شود : بدان كه از نقره يا مس و امثال آن انبوبه سازند به طول هشت انگشت ، بلكه به قدر يك شبر . و غرض از اطالتش آن كه اگر اصابت دوا به امعاى فوقانى مطلوب بود ، كثير المقدار در معاى مستقيم ايلاج كنند و ايضا در احتقان رحم نيز به كار آيد . و سطبرى آن به سطبرى خنصر كافى است . و در جوف وى پردهء مستطيل نصب كنند ، تا دو مجرى حاصل آيد ، يكى براى دخول دوا و دوم براى خروج ريح . و مجرى كه جهت دوا است بايد كه نسبت به ثانى وسيعتر بود . و پردهء حاجز را نيك ملتحم سازند ، تا دوا از مجراى خويش به مجراى ديگر اصلا مجال نفوذ نيابد و از يك طرف انبوبه دهن مجراى خرد را مسدود گردانند و فائده ظاهر است ، تا دوا از كيسه بدان مجرى كه جهت باد است در نيايد و به همين سو دو سه انگشت از سر انبوبه گذاشته ثقبه كنند در مجراى خرد ، به موضعى كه از احاطهء كيسه بيرون مانده ، باد مستخرج تواند شد . و ايضا اولىتر آن كه در مجراى مذكور ، به طرف ثانى ، كه داخل عضو مىشود ، قريبِ به سر او ثقبه نمايند ، تا دخول باد را دو راه باشد . و ايضا بدين طرف انبوبه ، كه داخل عضو مىگردد ، در مجراى دوائى نيز ثقبه كنند ، تا احيانا اگر دَهن مجرى بند شود ، دوا از اين ثقبه منصب مىگردد به امعا . و جهت آسانى تفهم ، انبوبه را منقّش كرديم مع الكيسه . و كيسهء چرمى بهتر از غير خود است . فائده اندر استعمال محقنه بايد كه نخست سر انبوبه را كه در عضو خواهد درآورد چرب كنند ، پس به تدريج درآورند ، آن قدر كه مطلوب بود . واجب است كه مجراى بزرگ حين استعمال آن ، به سوى اسفل باشد ، تا چون دوا در امعا بريزند مجراى باد بنا بر تفوّق آن ، همچنان مكشوف بماند جهت دخول باد . فائده اندر بيان مقدار استعمال دوا و هر چه بدان تعلق دارد بدانند كه دوا زياده از دو ثلث رطل نشايد و احسن آن كه نصف رطل باشد و دريابند كه ازدياد بر ثُلثين رطل به اتفاق قوم منهىٌ عنه است ، اما در تنقيص از نصف اختلاف است ، بعضى اين را نيز روا نمىدارند و حق اين است كه در حل قولنج و امثال آن كه كثرت مقدار مطلوب بود از نصف رطل كم نكنند در معتدل القيافه ، ليكن در زحير و ديگر امراض ، مضايقه ندارد قدرى معتدٌبه كه كافى المهام بود وافى است ، اگرچه ربع رطل باشد . و اين همه كه گفته شد ، در حق كبار است ، اما در صغار ، آنچه لايق او بود به كار توان بست . و ايضا بايد كه قوام دوا معتدل بود ، در رقَّت و غلظت ، چه حقنهء مسهل كه غليظ باشد ، زحير و قرحه امعا مىآرد و شديد الرقَّة به علت انتشار به اعضاى فوقانى ، ضرر مىرساند و بنا بر عدم تلبث