محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

419

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

هر گاه حسب ضرور شافهء مخدِّر به كار برند بايد كه رشتهء قوى بدان شافه مربوط باشد تا عند الحاجت وى را بتوان كشيد ، چه گاه باشد كه بعد تحمل وى از شدت تخدير آنقدر طبع قبض مىشود كه شافه را هم دفع نمىكند تا روزها . و ايضا چون داشتن اين شياف تا دير ، غير مناسب است بايد كه يگان ساعت بدارند پس بكشند و ظاهر است كه اين امر بى ربط رشته امكان ندارد . و به دستور شيافات كه در رحم مستعمل كنند جهت تقبّض و حبس ، ربط رشته در وى نيز مستحسن است . فتيله آن كه چيزى مستطيل ساخته و در قُبُل يا دُبُر يا در گوش يا در بينى يا در جراحت نهند . آبزن به مدّ همزه ، حوضى است مطوَّل به قدر طول انسان ، كه در حمام‌ها بنا مىكنند و به آب خالص يا به آب ادويه آن را مملو مىسازند حسب الحاجت ، پس مريض را در آن مىنشانند يا مضطجع مىسازند ، به هر وجه كه اسهل در مطلوب باشد و به دستور ، گاهى جهت نقل او از مكانى به مكانى ، آبزن مىسازند از فضه ، يا نحاس و مانند آن و براى محافظت هوا سرپوشى بر آن مىپوشند و به قدر برآوردن سر ، آن را مقوّر مىنمايند ، تا مريض در آن مىنشيند و سر خود از آن سوراخ بيرون آرد جهت جذب نسيم و تا كه مقصود باشد ، نشسته ماند در آن . بالجمله آنچه از توصيف وى گفته شد اگر بدين وصف ميسّر آيد بهتر است و الا در هر ظرف كه باشد حسب الضرور توان كرد ، به نهجى كه موضع معلول در آن باشد . فائده آبزن كه براى قولنج استعمال كنند بايد كه آب در وى آنقدر باشد كه چون مريض بنشيند آب از محل وجع تجاوز نكند و اين بهتر است كه تا اعضاى فوقانى مسترخى نشوند و بر دفع ماده كه ماتحت وى است چيره بوند . و شك نيست كه آبزن عضو مستغرقٌ فيه را مسترخى مىسازد ، لهذا تحليل و تسكين مىدهد ، پس در قولنج ، اعضا را كه فوق معاى مأوف باشند از استغراق كردن در آبزن احتراز ضرورى باشد . و ايضا بدانند كه هر گاه آبزن جهت امراض مثانى به كار برند به دستور بايد كه آب از ناف بالا نباشد لما ذكر . و آنجا كه دادن مُدرّات لازم باشد اگر در حين نشستن در آبزن آن را بنوشانند زودتر عمل كند . و قلّت و كثرت و فتور آب آبزن حسب احتمال طبيعت مريض و احتياج بدان بايد كرد . وضع القدمين في الماء الحار اين عمل را به پارسى پاشويه گويند و جهت جذب بخار از اعلا به اسفل نيكو تدبيرى است ، لهذا در اكثر اقسام صداع سود مىدهد عاجلا . و ايضا جهت جلب بقيهء حرارت حمى و اعانت كردن بر تعريق نفع تمام دارد لهذا چون تپ فاتر مىشود و مىدانند كه تا دير اثر او خواهد ماند اين عمل مىنمايند زودتر اثر مىبخشد . و همچنان كه نهادن پاىها در آب گرم سود دارد نهادن دست‌ها نيز در جذب حرارت از تنور بدن اثرمند است . اكنون چند چيز كه بيان وى در اين موضع ضرورى است گفته آيد و از آن چيزها : يكى آن است كه ظرف ، عميق بايد ، به نهجى كه چون پاى در آن نهند تا زانو مستغرق تواند شد . دوم آن كه اثناى اين عمل بايد كه بر سرير بلند نشينند و پاىها را در آب مسترسل سازند و نشايد كه بايستند ، چه عند قيام ، بنا بر تمدد عروق و ضيق مجارى ، انجذاب بخار كما ينبغى نمىتواند شد . سوم آن كه تپ وى فتور باشد در وقت فتور به كار برند ، نه در وقت شدت و غلبهء حرارت كه در اين حالت بنا بر