محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
406
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
بيمار به جامهء نرم و گرم بپوشند و هواى خانه معتدل سازند تا مسام بكشايد و عرق خفيف آيد و بثور به سهولت بيرون آيد و آب سرد جرعه جرعه همىدهند و صندل و كافور بويانند تا قوت دهد دل و دماغ را و يارى دهد طبع را بر اخراج ماده به سوى ظاهر . و هر گاه معلوم نمايند كه ماده غليظ است ، يا مسام مُنسد است ، بايد كه تلطيف ماده و تفتيح مسام نمايند . اما نشان غليظى ماده آن است كه بثور بر سينه و نواحى آن بيشتر برآيد و ديگر جا كمتر و چهارم روز گذشته باشد و هنوز بثور بتمامه ظهور نكرده باشد . و نشان بستكى مسام آن است كه جلد خشن بود و عرق كمتر آيد . بالجمله تدبير تلطيف و تفتيح چنان باشد كه بر حال مريض نظر كنند كه حرارت او به كدام درجه است و حسب آن معالجه نمايند ، مثلا اگر نبض و نفس بر حال بود و غش و حرارت و اندوه در باطن بسيار نباشد و زبان سياه نگشته ، بايد كه هواى خانه مائل به حرارت سازند و آب سرد ندهند و چيزى سرد ندهند و چيزى سرد نبويانند و تشرب به آب تازه مقرر نمايند و گاه گاه آب گرم مىداده باشند يا آب باديان تر . و اين دوا سود دهد : لك مغسول چار درم ، عدس مقشر هفت درم ، كتيرا سه درم ، جمله يا هر قدر كه مناسب دانند در آب بجوشانند تا خوب جوشيده شود و چون به نيمه آيد صاف سازند و بدهند به چند دفع . و اگر در اين مطبوخ ، دو درم گل سرخ و هفت دانهء انجير و دو درم باديان و ده دانهء مويز مع تخم آن بيفزايند بهتر باشد . و به دستور اگر انجير فقط بجوشانند در آب و قدرى زعفران در آن آميزند و بنوشانند نفع تمام مىدهد . و ايضا آب گرم نزد بيمار داشتن ، رداى سفت بالا گرفته تا بخار او به بدن برسد جهت تبرز بثور . و تفتيح مسام ، كثير الاثر است ، ليكن بايد كه سر او را از ردا بيرون دارند تا بخار او به دماغ نرسد و قلق نيارد . و اگر نبض و نفس متغير بود و غش و حرارت مفرط و سياهى زبان پيدا باشد ، زنهار ، چيزى حار نشايد داد و به همان تدبير كه ذكر شد ملازم بايد بود ، يعنى تن به جامه گرم داشتن و آب سرد دادن و اشياى سرد بويانيدن و در اين حالت جهة تفتيح مسام ، غير از تبخير آب گرم نتوان به كار بست ، آن هم به نوعى كه تلواسه و خفكى نيارد ، بلكه هر گاه در اين حميات ، حرارت مفرط بود و پوشيدن به جامه ضعف و غشى و كرب آرد ، بايد كه هواى خانه خنك كنند و طيوبات بارده بويانند و نيز بر انف مروحه بجنبانند تا ترويح دهد و ليكن تن پوشيده دارند به اعتدال ، تا سردى به ظاهر تن نرسد ، مگر وقتى كه اشمام روائح بارده و جز آن كفايت نكند در تسكين و افتقار شديد بود به تبريد قلب ، كه در اين صورت روا است كه گاه گاه جامه او از جايگاه سينه و دل سبكتر كنند تا راحت يابد ، اما احتياط نمايند تا خنكى هوا جز بدان موضع نرسد . و كذلك هر گاه آبله برآمده باشد و تاسه و تپ و حرارت اندرون كمتر نشود و زبان سياه باشد ، با اين همه حالها ، تن گرم داشتن خطاى عظيم است . و هر گاه غشى افتد همگى عنايت به تقويت دل نمايند و به ديگر عوارض نظر نفرمايند . و ايضا بعد آن كه آبله و حصيه بتمامه برآمده باشد ، شربتهاى سرد ، حسب حاجت بدهند ، لينت و قبض طبيعت ملحوظ داشته و اصلا در اين وقت طبع را جنبش ندهند به استعمال مسهلات و اگر طبع خود به خود مجيب شود زود حبس نكنند ، خاصه اگر به اجابت فرحت پيدا بود . و بدانند كه اسهال در آخر حصبه خطر عظيم دارد و مبادرت در حبس وى لازم به چيزهاى قابض و مقوى ، چون قرص طباشير