محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
354
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
و آن كه فصد در كدام وقت از اوقات حمل منهىتر است مفصل گفته شود در آخر همين فصل . و عن الفزع الشديد و الأصوات الهائلة و شم روائح الأطعمة بغتةً و واجب است حامله را احتراز از ترس قوى و آوازهاى مهيب و بوئيدن بوهاى طعامها يكبارگى . و ينبغي أن تتعهد الجلنجبين و السكنجبين ، لتنقية المعدة و إسقاط شهوة الطين و بايد كه هميشگى كند و اكثر استعمال همىكند حامله گلقند و سكنجبين را براى تنقيهء معده و اسقاط شهوت گِل ، با آنكه تقويت معده نيز همىكند . فائده [ منع از فصد و اسهال و حجامت و قى براى حوامل ] منع از فصد و اسهال و حجامت و قى هرچند حوامل را در همهء ايام حمل است ، ليكن قبل از شروع چار ماه و بعد از هفت ماه شديد المنع نوشتهاند ، خصوص در شهر اول تا مضىّ بِست روز ، خصوص در هفته اول تا سه روز از علوق ، هرچه مزعزع و به جنبشآور جنين باشد حوامل را ارتكاب آن حرام است ، بنا بر آن كه اسقاط به سرعت كند در اكثر . اما نهى از فصد حامله را بنا بر آن است كه وى اعضاى رئيسه را ضعيف مىكند و موهن قوت و مزاج است و اين معنى لا محاله باعث حركت جنين مىشود در اكثر ، خصوص در ايامى كه تعلق او به رحم قوىتر نباشد و ايام مذكور از اول تكوّن تا سه ماه است و بعد هفتم تا وقت وضع ، چه ، معلوم شده كه تعلّق جنين به رحم به مثابهء تعلق ميوه به شاخ است و همچنان كه ميوه را از ابتدا تا وسط زمان استكمال تعلق كمتر مىباشد حمل را به دستور است . و همچنان كه ميوه چون مستكمل مىشود تعلق او به شاخ نيز كمتر مىگردد لهذا به اندك حرارت در اين وقت ساقط مىگردد كما هو مشهود ، حمل نيز بدين گونه بعد هفتم ماه كه زمان استكمال است تعلّقى كه در ميان گرفته بود مىگذارد ، پس در اين دو وقت احتياط واجبتر باشد ، خاصةً در ابتداى آن و در ماه هشتم ، چه ، در ابتدا به غايت ضعيف التعلق مىباشد و در هشتم بهر آن كه متولد در وى سلامت نمىماند كما مر فى محله ، اما بعد هشتم اگرچه بنا بر حركت قسرى كه بر خلاف مقتضاى طبع بود مستحسن است و اسباب حركت جنين استعمال كردن صواب نيست ، ليكن از آن كه جنين به مراد رسيده است اگر به مباشرت محركات مستخرج هم مىشود مضرّت كثير ندارد ، كما لا يخفى . و پوشيده نماند كه بسيار باشد كه حوامل را به فصد حاجت آيد ، پس اگر غرض از فصد ضرورت حامله بود و ضرورت قوى باشد ، چون خناق و امثال آن ، بلا تمهّل فصد بايد كرد ، كه حفظ حامله نسبت به حفظ جنين بيشتر مطلوب است ، ليكن احسن آن است كه خون اندك و به تفاريق گيرند اگر مانعى نباشد ، تا نفع حامله مع حفظ جنين حاصل آيد . و اگر ضرورت قوى نباشد به تدابير ديگر اصلاح خون نمايد ، پس اگر آنجا كه از توقف فصد ضرورى مؤجّل مد نظر باشد در ايام متوسط كه از ماه چهارم تا ماه هفتم است و جنين را با رحم در اين ايام تعلق مستحكم است اجازت فصد بايد داد . اما هر چون كه باشد اخراج خون كثير رخصت نيست . اما هرگاه غرض از فصد اصلاح حال جنين باشد و به ادويه اين نفع مترقب نبود ، فصد نيز مجوز است و اين فصد در ماه چهارم و پنجم اگر اتفاق افتد بهتر است تا تكوّن او از خون صالح همىشود و نفع مترصّد به حصول انجامد . حكايت عورتى بود كه در ايام