محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
351
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
مىافتد . و ايضا در شتاى جنوبى به سبب فساد ريح جنوب و غلبهء رطوبات ، اخلاط مهيّا به عفونت مىباشد و در اين صورت هويدا است كه قلَّت غذا مقصود بود ، جهت تقليل فصول و مستبعد بودن از قبول عفونت . و كذا توفير رياضت غير مفرط مطلوب مىباشد ، جهت انتعاش حرارت غريزى و تحليل فضول ، چه ، اين معنى اقوىترين اسباب منع عفونت است . بالجمله ، هر چه از تدبير و منع تنقيه در فصل شتا گفته شد نظر به آن است كه شتا بر طبع خود بود و باد جنوب در آن بسيار نهوزد و گرنه در بعضى بلاد ، چنان مشهود شده كه فصل زمستان اكثر مُحدِث امراض حارّه مىگردد و بجز فصد ، نفع عاجل ظاهر نمىشود . و كذا هرگاه شتاى جنوبى بود ترك تسخين لازم باشد و تبريد و تنقيه به فصد ، ضرور ، پس طبيعت را مراعات اين امور لاحقه و معرفت بودن و نابودن فصول بر طبع خود و امثال آن ، كه لحاظ وى در امر استعلاج از واجبات است لازمترين اشيا باشد ، تا در تدبير غلط نكنند . و الهادي هو الله و الملهم بالصواب . فائده [ سبب نيكو بودن غذاى غليظ در شتا و بيان اغذيه و البسه مناسبه ] هر شتا كه بر طبع خود بود تغليظ غذا در وى ضرورى است ، لهذا گفتهاند كه : نان گندم كه در شتا خورند بايد كه متلذّذ و سختتر از نان گندم مأكول في الصيف باشد و كذا از لحوم و مشويات هر چه غليظ بود در شتا اوفق است ، بهر آن كه هضم در اين فصل قوى است و حاجت به تغذيه كثير . و اگر كسى گويد كه عمده تدبير نزد اطبا تعديل است و بر اين تقدير لازم مىآيد كه غذا در شتا لطيف باشد ، تا غلظ اخلاط را تعديل دهد و در صيف بايد كه غليظ باشد ، تا وى نيز تعديل مواد لطيف نمايد و حال آنكه قضيه بالعكس قرار يافته ، جوابش آن است كه اگرچه اصل تدبير همين است ، ليكن به سبب مانعى منعكس شده و مانع آن است كه چون غذاى لطيف لامحاله اقبل به انفعال است از برد شتا زودتر منجمد مىگردد و اين معنى موجب فسادها است ، به خلاف خون مستحصله از غذاى غليظ كه بعد از انفعال است ، برد در وى زودتر اثر نمىكند و بدان سبب از فساد انجماد مصون مىباشد ، پس در شتا از غذا هر چه غليظ باشد ستودهاند ، اما در صيف ، چون قوى و هاضمه ضعيف مىباشد ، هضم غذاى غليظ متعسر است ، بدين سبب غذاى لطيف در صيف اختيار نمودهاند ، فافهم . و بُقول موافقه در شتا مثل كرنب است و سلق و كرفس ، زيرا كه كرنب و سلق غليظ است و حار و كرفس مفتّح است و ملطّف اخلاط و حق اين است كه اين بقول هم بنا بر ضرورت استعمال كردن مجوز است و گرنه دست از آن بازداشتن و به اغذيهء مطلقه قناعت و اكتفا كردن اولىتر است و شاربان را شرب شراب نيز مفيد . و موافقترين لباس در اين فصل پوستين عبعب و نيفق و حواصل و دلق است و مانند آن و پنبهدار را قايم مقام آنها است . عبعب ، به عين مهمله ، پوستين معروف به فنك است و نيفق پوستين ثعلب و حواصل طائر است كه در مصر بسيار باشد و آن دو گونه است : سپيد و سياه ، سپيد آن خوب است و خوش بود و سياه او كريهة الرائحه است ، غير قابل مر استعمال را و دلق نيز نوعى است از حيوان و پوست او نسبت به سمور قليل الحرارة و سخونت او به اعتدال . فائده در تدبير فساد هوا و تدبير و با عياذاً باللّه منها بايد دانست