محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

348

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

تربد و امثال آن حتى المقدور نبايد پرداخت كه مؤدى مىگردد به آفت عظيم . و از فصد نيز مهما امكن اجتناب بايد فرمود و اگر ضرور افتد در وقت متوسط بايد گرفت ، اما قليل المقدار و پس از شرب معدِّلات . و اين همه مراعات كه حسب الفصول گفته مىشود بر تقديرى است كه فصل بر طبع خود بود و در بلدى است كه فصول اربعه در آنجا متميّز الآثار بوند و اگر نه‌چنين بود اين قاعده ساقط الاعتبار است و مراعات حرارت و برودت وقت مستحضره بايد كرد و حسب آن تصرف بايد نمود فصل هر چه باشد . و أما الخريف فيجب الاحتراز فيه عن المجفِّفات و الجماع و الماء البارد و النوم في المكان البارد و حر الظهيرة و برد الغَدَوات و الليالى و أكل الفواكه و يستعمل في أوائله الاستفراغ و يؤكل فيه ما يرطِّب و يسخِّن قليلًا اما خريف واجب است احتراز در وى از هر چه خشك‌كننده است و از جماع و آب سرد و از خوابيدن در جاى سرد و از گرمى ميانهء روز و سردى بامدادها و شبها و از خوردن فواكه . و استعمال نمايند در شروع آن استفراغ و تناول كنند در فصل مذكور هر چه مرطِّب بود و سخونت قليل داشته باشد . فائده [ امر به ترك مجفِّفات و جهت آن در خريف ] امر به ترك مجفِّفات جهت آن ست كه چون طبيعت اين فصل يابس است استعمال آن مزيد يبوست مىشود . و اگر گويند : شك نيست كه هواى صيف خشك‌تر از هواى خريف است بنا بر غلبهء حرارت كه موجب يبس است ، پس هجر مجفِّفات در صيف بايد كه اولىتر باشد و واجب‌تر بود و الحال خلافه . جوابش آن است كه اگر چه يبوست هواى صيف بيشتر است ، ليكن به واسطهء حرارت غالبه كه واجب مىكند سيلان و تذويب در رطوبت تدارك مىنمايد آن يبوست را ، لهذا نمىباشد ابدان را در صيف يبوستى كه در خريف مىباشد . و امر به ترك جماع ظاهر است كه وى با آن كه مجفِّف است به شرط افراط ، مُضعِف بدن و محلِّل قُوى نيز است . اما جماع معتدل المقدار كه حسب خواهش طبع بود و فرح آرد آن جماع هيچگاه مضر نيست كما لا يخفى على المجرّبين . و اما به ترك ماء بارد كه شديد البرودة باشد بنا بر آن است كه در اين فصل آلات صدر و حلق ضعيف مىگردند به واسطهء اختلاف هواى آن . و معلوم است كه آب بسيار سرد سينه و حلق ضعيف را مضر . و بدانند كه همچنان كه شرب آب سرد مضر است ريختن وى بر سر نيز مضرتر است ، بهر آن كه حادث مىكند نزلات را و اين عمل در همه فصول اگرچه غيرمجوز است اما در خريف نامجوّزتر است لما قلنا . و امر به ترك نوم در مكان بارد و اجتناب از حر ظهائر و برد غدوات و ليالى براى ايمن بودن از حدوث زكام است . و در خفتن احتياط تمام كند كه سر مكشوف نشود شبها و ملاقى هوا نگردد ، كه در احداث زكام اسرع است . و به دستور نوم بر امتلا اگرچه دايم منهى است ، اما در اين فصل منهىتر است تا سر را مملوتر از بخار نسازد . و امر به احتراز از فواكه كه وارد شد و مراد از آن ، فواكه وقتيه است ، يعنى فواكهى كه در زمان خريف پخته باشند و منع از اينها جهت آن است كه فواكه مذكور رطب مىباشد . و شك نيست كه استكثار فواكه رطبه حادث مىسازد حمّيات را ، بنا بر غليان اخلاط . و اين معنى در اين فصل كثير الوقوع است ، براى اختلاف هوا و فساد هضوم ، به خلاف فواكه غير وقتيه كه معرّا از رطوبت زائده‌اند ، كه استعمال آنها گاه