محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
340
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
سر معده ، و يجب أن يكون معتدلا و واجب است اين كه باشد معتدل المقدار ، فإنه يمكِّن القوة من أفعالها و يكثر جواهر الروح پس به درستى كه خواب معتدل المقدار اقتدار مىدهد قوت را از افعالش و زياده مىكند روح را . و النوم على الجوع رديّ ، مُسقط القوة ، مهزِّل البدن و خواب بر گرسنگى ردى است و مسقط قوت و لاغر كنندهء تن . و في النهار يورث الأمراض الرطوبة و النوازل و يفسد اللون و خواب روز كه نه بنا بر ضرورت بود ، كثير المقدار باشد ، مُحدِث امراض رطوبى و نزلهها و مفسد لون است و ديگر مضار او مشروحا مع فائده يقظه ضرورت بيايد . و النوم على الاستلقاء يجلب الفضول إلى غير مجاريها فيحدث الأمراض الرديّة مثل الكابوس و السكتة و خواب بر پشت مىكشد فضول دماغ را به سوى مجارى غير معينهء وى ، پس حادث مىكند امراض رديه را چون كابوس و سكته و جز آن كه پيشتر گفته شوند . و معلوم نمايند كه نوم بر استلقاء از جمله مخصوصات انبيا و اولياى مرتاضين است كه چون ابدان ايشان از كثرت رطوبات پاك است شائبه ضرر در آنجا مدخل ندارد ، به خلاف ما مردم حريص بر اكل ، كه به علت توفير مواد ، نوم مذكور در حقّ ما مضر آمده به سببى كه گفت . انتباه بهترين نوم آن است كه غرق متصل بود و معتدل مقدار باشد ، يعنى كم از شش ساعت و زياده از ده ساعت نباشد . و ستودهترين اوقات جهت خواب آن گاه است كه غذا از سر معده فرود آمده باشد و به قعر افتاده و اين از سبكى اعلاى بطن معلوم توان كرد . اما اگر غذا مستقعر ناشده خواب كنند ، اغلب آن كه نفخ و قراقر تولد كند و مانع اشتمال معده بر غذا گردد ، پس فتور در هضم افتد و ابخرهء كثير از وى برآيد و معده را متمدّد سازد و در خواب نيز تشويش افگند . و شك نيست كه چون در بيدارى نفخ پديد آيد به جشا و ديگر حيلهها دفع ضرر و كسر او مىتوان كرد و در نوم اين نباشد . فائده طريق محمود مر آن كسان را كه به نوم اعانت نمايند در هضم طعام آن است كه چون غذا از سر معده هنوز نگذشته باشد بر پهلوى راست بغلطد تا غذا زودتر مستقعر شود و در اين اضطجاع خواب نشايد كرد ، براى دو سبب : يكى آن كه اگر قبل از انحدار غذا خواب آيد احداث ضررى نمايد كما ذكر . دوم آن كه اضطجاع بر اين پهلو زياده از آن در كار نيست كه غذا مستقعر گردد و آن در اندك زمان كه تخمينا يك ساعت تواند بود حاصل مىگردد و در اين هيئت اگر به خواب رود در زمان اضطجاع با ايمن اطالت كشد لا محاله ضرر رساند براى دو چيز : يكى آن كه بعد مستقعر شدن غذا احتياج به هضم مىافتد و قوىترين اشيا در هضم اضطجاع به ايسر است ، چنانچه بيايد ، پس اضطجاع به ايمن منقص وى باشد . دوم آن كه در حالت اضطجاع به ايمن ايمن نتواند بود از آن كه غذا قبل از انهضام به جگر رود ، بنا بر مشرف بودن معده بر جگر و منحدر شدن بعض اجزاى غذا بالطبع . و چون غذا مستقعر شود بايد كه بر پهلوى چپ غلطد و اعانت اين اضطجاع بر هضم بنا بر آن است كه جگر بتمامه مشتمل مىگردد بر معده و احداث سخونت در وى مستكمل مىسازد هضم را لأن حرارة الكبد تعين فيه و در اين اضطجاع نوم محمود است و حصول او تا