محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

329

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

نفس ، چه ، هرچه در آن غير حركت بدن نباشد بدنى است و هرچه در آن جز حركت نفس نبود نفسانى است و هرچه در آن هم بدن را حركت بود و هم نفس را از فرح و حزن و امثال آن مركب از هر دو است ، چنانچه در بيان بعض رياضات كه مؤلف ذكر وى كرده معلوم است . و بايد دانست كه استماع نغمه‌هاى لذيذ رياضت سامعه است و قراءت خط دقيق گاه گاه رياضت بصر و قيد گاه گاه از آن شد كه دوام آن بنا بر كثرت تحليل مضر است . و ايضا از جمله رياضات نافعهء بصارت نظر به اشياى جميله است و كذا بكاى معتدل . و سوارى اسپ و مانند آن كه به اعتدال باشد نافع‌ترين رياضات است مر ناقهان را ، خاصه كه معتاد به سوارى باشند . و ترجّج به رفق ، رياضت سبك است مر ناقبين را ترجج مأخوذ است از ارجوجه و آن عبارت است از آن كه ريسمان دوتو در هوا آويزند به چيزى و در آن نشينند و آن را بجنبانند . و در حكم اين است هرچه از چوب سازند ، چون چرخ فلك و گهواره و امثال آن . و ببايد دانست كه ترجّج به رفق ، همچنان كه ناقهان را مفيد است كسى را كه در حجاب مرض دارد نيز مفيد است و منوّم است و محلّل رياح و نافع بقاياى امراض رأس ، چون غفلت و نسيان و محرك شهوت و منبه حرارت غريزى . و ترجج بر سرير موافق‌تر است مر كسى را كه شطر الغب و حمّيات مركبه و بلغميه داشته باشد . و ايضا صاحب نقرس و صاحب استسقا را سود دارد فإن الترجج يهيء المواد إلى الانقلاع ، پس اگر به رفق است مواد الين را منقلع مىسازد و اگر به قوت است مواد قوى را . و از جمله رياضات عفيفه قوي الاثر ركوب سفينه است ، بهر آن كه محرك و مثوّر اخلاط است و قالع امراض مزمنه ، چون جذام و استسقا و مقوى معده و هضم . و پوشيده نماند كه سوارى كشتى را در قلع مواد غليظهء مستكنّه متشبثّه به اعضا اثرى تمام است ، بهر آن كه در وى رياضت نفس است ، بنا بر خوف و فزع و هوا كه از لوازم سير دريا است . و شك نيست كه آثار حركت نفسانى در بدن نسبت به آثار حركت بدنى قوىتر است و حصول قى و غثيان در كشتى دليل انقلاع ماده است ، لهذا گفته‌اند كه به جنس وى مبادرت نشايد كرد كه منع خروج مادهء فاسد بىضرورت قويّ الضرر است . و بدانند كه اگر سوارى كشتى به طريقى باشد كه خوف در آن نبود يا زمان سير معتدٌبه نباشد يا فزعى منظور نبود به اين چنين ركوب در قلع مواد اثرى ندارد ، كما لا يخفى . و نفع ركوب كشتى مر مستسقى را كما حقه در صورتى است كه سير درياى شور بود ، بهر آن كه بخار او مجفّف رطوبات نيز است . انتباه [ قوت يافتن عضو و قوه به رياضت ] هر عضوى كه رياضت او فزونتر شود به شرط اعتدال قوىتر مىگردد و خصوص بر نوع همان رياضت معتاده . و كذا از شأن هر قوت است كه به كثرت رياضت قوى مىگردد و از اينجا است كه مستكثر الحفظ را حافظه قوى مىگردد و مستكثر الفكر را مفكّره و مستكثر الخيال را متخيّله و مستكثر الجماع را مولدهء منى و مرضعه را مولدهء لبن . و سبب در اين آن است كه قواى باطنه را از تكرار انفعال و افعال ، ملكهء قويه حاصل مىشود و ايضا طبيعت به واسطهء اهتمام شديد متوجه بدان جهت مىگردد و روح و