محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

321

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

آن است كه برودت او متوسط بود و طبيعى باشد ، يعنى از برف سرد كرده نباشد . و مراد از متوسط فروتر از معتدل است ، چه برد نيز درجات دارد و وسط حقيقى مفروضهء او را معتدل گويند و كمتر از آن را متوسط في البرد و قليل البرد خوانند . و از اين معلوم شده كه احتياج به آب سرد هر فرد صحيح را متحقق است اگرچه مبرودى باشد ، غايت آن كه قلّت و كثرت برد حسب مزاج مفوّض شده و احتياج به آب سرد جهت آن است كه حصول تسكين عطش صادق به غير وى نمىشود . و ايضا بنا بر جمع اجزاى اعضا كه لازمهء برد است معده را قوت مىدهد و دل را راحت مىرساند و ابخره دفع مىنمايد و ترطيب وافر مىبخشد ، لهذا در حديث شريف تحريض به آب سرد نوشيدن واقع شده كه و عليكم بالماء البائت يعنى لازم گيريد نوشيدن آب شبينه ، چه وى البته سردتر از غير شبينه مىباشد و اين حكم اگرچه مطلق است ليكن نزد تحقيق مخصوص به اهل مكه و مدينه است و به هر شهرى كه هواى او چون هواى آن اماكن شريف باشد . و غرض از اين قول آن است كه در بعض شهرها كه سرما در آنجا به افراط مىباشد آب شبينه آنجا مفرط البرد مىبود نتوان استعمال نمود در ايام شتا ، پس اين حكم استحسانى در حق آن مردم مطلق نباشد ، بل مقيد بود به زمانى دون زمانى . و گذشت كه شرب ماء بارد شديد البرد همه را ردى است و اگر ضرورت افتد كسى را بر شرب او ، بايد كه بالاى طعام در وقت مجوز الشرب بنوشد به قدر ، اما قبل آن هرگز نشايد نوشيد . چون حقيقت ماء بارد و منافع و مضارّ او معلوم شده كيفيت اثر ماء فاتر و حار نيز گفته آيد . بدانند كه استعمال اين آبها جائز نيست مگر بر سبيل علاج ، چه هر گاه ارادهء قى آوردن باشد بايد كه ادويهء مقيّه اندر آب فاتر ، يعنى نيم گرم دهند بهر آن كه آب نيمگرم مقى است ممدّ مقى خواهد شد . و هرگاه غسل معده و اطلاق طبيعت مقصود شود آب گرم دهند ، از اينجا است كه بعد حبوب و سفوف مسهله تشرّب بدان لازم دانسته‌اند . و كذا در تسكين عطش نافع مىآيد لغسله الأعضاء عن المادة اللزجة اما تكثير وى نشايد كرد ، بهر آن كه كثرت شرب آب گرم موهن معده است . و آبى كه بعد طبخ سرد كرده باشند لا محاله قليل النضج است و به محرورى غير ملايم . و ديگر احكام او در بحث مأكول و مشروب گفته شد . مشرب اندر عطش صادق و كاذب و طريق شرب آب و ما يتعلق به بايد دانست كه عطش صادق كه صدق او متفقٌ عليه اطبا است آن است كه بنا بر احتياج بدن و افتقار اعضا بود به سوى رطوبت ، جهت استخلاف آنچه به تحليل رفته از رطوبات ، يا به واسطهء ازالهء يبوست و حرارت و يا براى ترقيق طعام مأكوله و آنچه نه چنين بود جمهور اطبا وى را كاذب گويند . و قيد جمهور از آن نموده شد كه بعضى از اين قسم نزد بعض اطبا داخل در صادق است ، چنانچه بيان كنم . بدانند كه عطش كاذب كه كذب او متفقٌ عليه اطبا است و مطاوعت آن منهى و آن آن است كه خلط مالح غليظ چون بلغم شور ، يا خلط لزج شديد اليبس ، چون بلغم جصى يا خلط غليظ