محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
264
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
در بول عديم الرائحه و اين نيز از دو بيرون نيست : يا آن كه نخست شديد النتن بوده باشد پس عديم النتن شود ، يا هم از نخست معدوم النتن باشد . و آن كه اول شديد النتن بود بعده عديم النتن شود نيز از دو وجه خارج نيست : يا آن كه باز ظهور نتن در وى شود يا نه . و اينجمله اقسام هشت صنف مىشود چنانچه هر يك عليحده مذكور مىگردد به نوعى : نوع اول آن كه معتدل الرائحه بود و اين در حالت صحت مىباشد و در حالت مرض كه تغير نمىدهد بول را و در حالت مرضى كه اگرچه تغير دهد بول را اما تغير شديد ندهد و در حالت مرضى كه اگرچه تغيير شديد دهد بول را ليكن ماده به نضج رسيده باشد و بول معتدل گشته لأنه حينئذ يدل على خير و سلامة . نوع دوم آن كه در حالت صحت بول آيد ذى رائحه شديد النتن و اين دلالت مىكند بر عفونت ، پس اگر اين حالت دير ماند نشان كثرت تولد مادهء عفن باشد و منذر بود به حميات عفنه و اگرنه دير ايستاد و دو سه بار بدان وجه آمده به اعتدال مبدل شده دليل آن باشد كه مادهء عفنه كه در بدن گرد آمده بود مندفع گشت . نوع سوم آن كه در مرض بول آيد قوى رائحه شديد النتن ، پس اگر مرض مادى بود و ماده نضج يافته باشد سبب آن لا محاله قروح آلات بول باشد نه عفونت ماده ، زيرا كه چون ماده پخته شد رائحهء او قريب مىشود به اعتدال . و بدانند كه قروح آلات بول همه مغير رائحهء اويند خصوص قرحهء مثانه بنا بر اطالت لبث بول در آن . و كذا اگر مرض غير مادى بود و بول شديد النتن آيد بىقروح آلات بول نباشد . اما اگر مرض مادى بود و مادهء او پخته نشده جايز است كه نتن بول از عفونت بود يا از قروح مذكوره . و فرق در آن كه علت نتن عفونت است يا قرحهء آن است كه اگر در آلات بول وجع پيدا شود و قيح و قشور با بول آيد و عفونت هميشه يكسان باشد بايد دانست كه قيروحى است و اگر گاهى عفونت كم شود و گاهى زياده و از وجع و قيح و قشور معرا باشد توان يافت كه عفونى است . نوع چهارم آن كه بول ترشبوى آيد ، پس اگر در صحت است نشان عفن شدن ماده سرد بود و دوام اين رائحه دليل حدوث حميات بلغميه يا سوداويه باشد و اگر در مرض است نظر كنند كه مرض سرد است يا گرم ، اگر سرد است دليل تعفن مادهء سرد بود و اگر گرم است علامات انطفاى حرارت غريزى باشد و مشعر به رسوب ، چه رائحهء حامضه بىبرودت نباشد و اجتماع برودت غريب با حرارت غريب صورت نهبندد ، پس بالضرور لازم آيد انطفاى حرارت غريزى كه مستلزم برودت طبيعى است با حرارت غريب جمع آيد آنزمان رائحهء حامضه در بول ظهور نمايد . و بدانند كه رائحهء ترش از قروح آلات بول پديد نمىشود و كذا از امراض غير مادى . نوع پنجم آن كه بول او ميل به حلاوت داشته باشد و اين نباشد مگر از خون . نوع ششم آن كه بول عديم الرائحه آيد از ابتداى و اين دلالت كند بر برد مفرط و فجاجت و انتفاى حرارت متبخره . نوع هفتم آن كه بول عديم الرائحه آيد بعد مستحيل شدنش از نتن ، يعنى نخست منتن مىآمده باشد پس يكبارگى بوى آن دفع شود و راحت نيز هويدا گردد و اين نمىشود مگر بنا بر زوال عفونت بغتةً . و حصول برد در مزاج فجاءةً چنانچه در حماى عفنه مثلا اسهال مفرط افتد خود به خود يا به ادويهء باردهء مسهله و بدان سبب در مزاج سردى شديد پديد آيد يكبارگى . نوع هشتم آن كه بول عديم الرائحه آيد بعد بول منتن بغتةً و ليكن عقب آن راحت ظاهر نشود و اين در مرض حاد نزد انطفاى حرارت غريزى واقع مىگردد و دالّ است بر سقوط قوت .