محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
260
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
حميات مركبه و مختلفه باشد و حصول لون مسطور در حميات مذكور بنا بر آن است كه تپ مركب و مختلف از اختلاط اخلاط كثيره عارض مىگردند و مجموعهء اخلاط سرخ مىباشد و به سبب حرارت تپ سياهى در آن طارى مىشود . و ايضا بول مزبور نشان حميات عارضه از اخلاط غليظه باشد ، بهر آن كه مواد تپ مذكور قريب به سودا مىشود بنا بر كثافت و غلظت و به واسطهء حرارت تپ كه ملطف ماده و مكسر صفرا است ميل به حمرت مىكند . و كذا مىتواند كه در مرض دموى به واسطهء وقوع احتراق در بعض اجزاى خون بول احمر سياهى زننده آيد . فائده [ نحوه دلالت بول احمر بر ذات الجنب ] بول احمر مذكور اگر صافتر باشد و سواد مائلتر بسوى رأس قاروره بود دلالت كند بر ذات الجنب كذا علم بالاستقراء . انتباه [ سخن سيد اسماعيل جرجانى درباره انواع رنگ مركب بول ] بالا گفته شد كه بول اخضر فى الحقيقة مركب است اما به تَبَع مؤلف در بسائط ذكر نموديم و بعض اقسام نيز كه در ضمن بسائط ذكر يافتهاند نزد بعضى از مركبات است چنانچه صاحب ذخيره مىگويد رنگهاى مركب آنچه ظاهر است دوازده : اول سبز ، دوم آسمانگون ، سوم زيتى ، چهارم نيلگون ، پنجم بادكن ، ششم سرخ لعلگون ، هفتم همچون شير ، هشتم زنگارى ، نهم ارغوانى ، دهم ازرق ، يازدهم آن كه به رنگ شراب بد باشد ، دوازدهم آن كه به رنگ نخودآب باشد و بعضى زيتى را هم در اخضر شمردهاند چنانچه نيلنجى و زنگارى را . و بدانند كه از كلام صاحب ذخيره چنان مستفاد مىشود كه نيلگون دو گونه است : يكى آن كه بادكن معروف است و ثانى نيلنجى موصوف . بالجمله احكام بول اخضر گفته شده و احكام نيلنجى و آسمانجونى و زنگارى نيز در ضمن آن ، فكذا احكام زيتى ، اكنون احوال مركبات باقيه بيان مىيابد : بول نيلگون كه بادكن موصوف است اندر شواصه سخت بد باشد . و سرخ لعلگون كه رنگ خون است حكمش چون حكم نيلگون است . و بول همچو شير سخت بد باشد و كشنده بود . و بول ارغوانى بد باشد و لسان احتراق صفرا و سودا بود . و بول به رنگ شراب بد . و بول به رنگ نخودآب بسيار باشد كه حوامل را پديد آيد . و ايضا كسى را كه در احشا آماس گرم بود بول او به رنگ شراب بد باشد يا به رنگ نخودآب . و هرگاه كه هر چند روز بول به رنگى بگردد نشان بودن اخلاط گوناگون باشد در تن . چون بيان الوان بول تمام شد شروع كرد در ذكر قوام وى : الفصل الرابع في قوام البول و رائحته فصل چهارم ثابت است در قوام بول و بوى وى . أما من جهة القوام فينقسم إلى الرقيق و الغليظ و المعتدل بينهما اما از روى قوام منقسم مىشود بول به سوى رقيق و غليظ و متوسط ميان هر دو و در اينجا نخست معنى قوام و رقيق و غليظ بايد گفت و در ضمن آن معتدل در غلظ و رقت نيز مبرهن ميگردد . بدان كه قوام بكسر قاف است و مراد از وى در اينجا هيئت جسم رطب است كه بدن وى را توان گفت كه از شأن وى سرعت سيلان است يا بطوء سيلان و در مبحث نبض در جنس رابع معنى قوام مفصل گفتهايم . اما رقيق در مانعات جسمى سيال را گويند كه خرق او سهل باشد و چون موج زند به تحرك اجزاى متموجهء او صغير باشند و حركت آنها سريع بود . و غليظ جسمى است سيال كه خرق او عسير باشد و اجزاى او عند تموج عظيم و بطىء الحركة باشد . و آنچه متوسط بود در رقت و غلظت معتدل است . اكنون موجبات هر سه ذكر مىشود : أما الرقيق فلعدم النضج اما بول رقيق پس براى ناپختگى است ، چه در صحت چه در مرض ، زيرا كه مائيت هرگاه طبخ مىگردد در جگر و رگها همراه اخلاط بالضرور كسب مىكند از طبخ قوام ، به واسطهء انفشاش اجزاى رقيقهء مائيه و اختلاط اجزاى غليظ اخلاط نضيجه ، پس هرگاه بول رقيق باشد نشان عدم نضج بود