محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

242

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

بلغم رقيق قليل المقدار شود در وى و آن را از آن مرتبه فرود آرد به همين مرتبه كه شقرت باشد و هر چون كه بود اين قسم نيز دلالت بر حرارت دارد ، زيرا كه اشتداد لون صفرا در غالب امر از حرارت مىباشد ، خواه حرارت محرقه بود چنانچه در صفراى محترقه يا غير محرق بود چنانچه در مرهء صفرا و شدت صفرت را از حرارت مقيد به غالب از آن كرديم كه گاه بر سبيل ندرت از اختلاط سوداوى طبيعى در صفرا شدت در لون وى نيز مىشود و هو نادر جدا . و فرق در اين دو قسم آن است كه آنچه از كثرت اندفاع صفرا در بول بود اشتعال در آن نسبت به قسم ثانى كمتر باشد و آنچه از شدت لون بود هر حال از قسم اول كثير الاشتعال مىبود ، پس اگر سببش تنزل از مرتبهء رنگين‌تر است چنانچه در نوع دوم قسم دوم گذشت اشتعال او نسبت به نوع اول قسم دوم افزونتر خواهد بود و به يفرق بينهما تأمل و تدبر . انتباه [ پاسخ يك ايراد ] اگر گويند لازم نيست كه سبب اشقر اشتداد حرارت بود ، چه مىتواند كه علت او نقصان حمرت باشد ، گوئيم ممكن است اما در غايت ندرت بهر آن كه حمرت بول در اكثر از خون مىبود ، هرگاه مائيت در آن آميزد و نقصان در حمرت آن افگند لا محاله آن را اشراقى كه لازمهء لون اشقر است نخواهد ماند . و ايضا خون كه در بول آيد ظاهر است كه خروج او به طبع نخواهد بود ، بلكه البته به امرى غير طبيعى خواهد بود و چون چنين باشد در غالب امر كثير المقدار و زياده بر آن خواهد برآمد كه ايجاب شقرت كند ، زيرا كه بهر شقرت ، حمرت قليل مشروط شده فبقي أن يكون سبب اللون الأشقر هو اشتداد الصفرة . و النارنجي و الناري و الزعفراني و نوع چهارم و پنجم و ششم از صفرت كه ذكر نموده كل واحد منها يدل على زيادة الحرارة بالنسبة إلى المرتبة التي قبلها هر واحد از اين انواع ثلاثه دلالت مىكند بر زيادتى حرارت نسبت به مرتبه‌اى كه قبل وى است ، يعنى حرارت نارى بيشتر از نارنجى است و حرارت زعفرانى زياده بر نارى . اما نارنجى لونى است اصفر كه نسبت به اشقر مائلتر به حمرت و اشراق است . اما نارى نسبت به نارنجى مائلتر است به حمرت لهذا دلالت او بر حرارت قويتر از دلالت نارنجى و آن را اصفر مشبع يعنى زرد سير گويند و آن لونى است مشابه به آبى كه زعفران در آن سائيده باشند و به همين سبب نارى را اصفر زعفرانى نيز گويند ، چون شعاع وى مانند شعاع آتش مىباشد به نارى مسمى شده . و اما زعفرانى نسبت به نارى مائلتر به حمرت مىبود و لهذا دلالت او قوىتر است بر حرارت از مادون خود و آن لونى است مشابه به لون شَعر زعفران و آن را احمر ناصع نيز گويند ، زيرا كه سرخى او خالص مىباشد . و آنچه گفته شد به مذهب شيخ و صاحب كامل و قرشى است ، اما ابن ابى صادق و محمد بن زكريا برآنند كه حرارت اصفر زعفرانى يعنى نارى ، بيشتر است از حرارت احمر ناصع ، كه مسمى به زعفرانى است و دليل اينها آن است كه حمرت بول دلالت دارد بر مخالطت چيزى از خون . و صفرت وى دلالت دارد بر مخالطت چيزى از صفرا . و شك نيست كه صفرا گرم‌تر از خون است بهر آن كه اجزاى هوائى و نارى در وى بيشتر است نسبت به خون ، پس نارى بايد كه گرمتر از زعفرانى بود و هرگاه از ناريت به سرخى ميل نمايد حرارت او كمتر شود . و جواب اين توابعان شيخ چنان مىدهند كه حرارت خون لا محاله كمتر از حرارت صفرا است ، اما لا نسلم كه حمرت در زعفرانى به مخالطت خون باشد ، بلكه حمرت وى از شدت لون صفرا است و دليل بر اين آورده‌اند كه حمرت خون قانيت مىزند البته و بديهى است كه حمرت