محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
236
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
و اگر در ظرفى ديگر بول كنند پس آن را در شيشه اندازند بايد كه آن ظرف پاكيزه باشد تا از شائبهء اختلاف مصون بود . و چون بول را در شيشه كنند بايد كه از هوا و باد گرم و سرد و از آفتاب محفوظ دارند . و در بردن چنان برند كه بسيار نجنبد تا متغيّر نشود . فائده در بيان آن كه بول كدام وقت معتبر است بدان كه بول وقتى گيرند كه آدمى از خواب معتدل برخيزد . و هنوز طعام و آب نخورده باشد . و قبل از آن نيز مباشر چيزى كه مغيّر بول بود و گفته آمد نشده باشد . و كسانى كه شب بيدار باشند و به شب طعام نخورند و در روز بخوابند و ترك غذا نمايند وقت شام در حق آنها حكم صبح دارد ، يعنى بول آنان در شام بايد گرفت و بايد نمود . و اين كه گفته شد در حق معتادين است ، نه آنكه غير معتاد به سبب روزه ترك طعام و آب كند كه بول صائمين اعتبار را نشايد مگر وقتىكه صوم معتاد شود . فائده در ذكر اشيائى كه مغيّر بولاند چه اكلا و چه بدون آن بدان كه از تناول بقول و ترهها بول سبز شود و از زعفران و خيار شنبر زرد يا سرخ و از مرى سياه و از شراب به لون همان شراب متكيّف شود و به قوامش نيز گرايد و از اختضاب حنا در اكثر به حمرت مىزند ، خصوص در نازك بدنان . ليكن مستور نماند كه بول مذكور قليل الاشراق مىباشد و لازم نيست كه غليظ بود به خلاف صبغ بول كه از خون بود كه وى در اغلب غليظ مىباشد و از صوم و سهر و تعب و جوع و غضب و تدافع حاجت بول در اكثر زرد بشود يا سرخ . و بسيار باشد كه بعد سهر بول سپيد شود يا نسبت بدان كه بود كم رنگ گردد بنا بر آنكه حرارت از بيدارى مفرط به تحليل مىرود و تحليل حرارت علت عدم صبغ يا نقصان وى مىگردد اما خاصه اين است كه كدر مىباشد بهر آن كه غذا به واسطهء سهر هضم نيك نمىيابد و بنا بر عدم نضج اجزاى غليظ در بول ممزوج مىآيد و كدر مىسازد ، پس بايد كه طبيب از اين معنى خبردار باشد تا ابياض بول مذكور را بر خفت مرض حمل ننمايد و از مغالطه محفوظ ماند . و از جماع بول گرم شود و چرب نمايد و در وى ثفلى سپيد بر شكل رشته پديد آيد ، خواه وقاع با انزال بود يا بىانزال . و از قى و اسهال و امثال آن نيز متغيّر مىشود به تغيّرات مختلف كما لا يخفى . و از تقدم تناول غذا و آب كه قريب العهد بود بول قليل الصبغ مىباشد ، يعنى چون غذا بخورند و هنوز فصلى معتدٌبه نگذشته كه بول كنند صبغ در آن نمىنمايد بهر آن كه انصباغ در ماء وقتى مىشود كه غذا مستحيل به خلط شود . و مراد از اين بولى است كه از اين غذا حاصل آيد ، چه اگر بول از غذاء نخستين كه خورده بود و مدتى بر آن گذشته در مثانه حاصل شده باشد و بعده مثلا غذا خورد پس از ساعتى بول كند بول مذكور از اين مبحث خارج باشد . و بسا اتفاق افتد كه مرض حار بود و از تناول طعام بياض در بول ظاهر گردد و طبيب در مغالطه شود كه مرض خفت يافته ، پس بايد كه اين امور تمام مد نظر دارد تا مصون باشد . و اقل مقدار فصل كه در اخذ بول و تقدم تناول غذا بايد دوازده ساعت مستوى است ، يعنى چهار پاس ، لهذا گفتهاند صبحى كه بول بگيرند در آن شب غذا بخورند و گرسنه نيز نخسپند ، پس اگر شخصى عادت به شب خوردن دارد از چند روز پيشتر ترك عادت كند و يك پاس روز مانده مثلا غذا مىخورده باشد و بعده قاروره بنمايد تا استدلال به دليل او راست آيد . و امر به ترك عادت چند روز بيشتر از آن است كه ترك عادت فورا نيز موجب تغيّر مىشود لا محاله . فائده در بيان آن كه قاروره را به چه وجه نگهدارند و چگونه در آن نظر كنند و پس از خروج در چه مدت از اعتبار ساقط مىشود بدان كه نمايندهء قاروره را بايد كه قارورهء بول را در دست چپ