محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

169

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

بدن مىشود و بنا بر دوام فعل عارض مىگردد آن را كلال و عجز از تحليل فضلات ، پس لازم است كه اندك اندك فضلهء زائد بماند . و ظاهر است كه فضله مذكور اگر به مرور ايام مجتمع شود حرارت را درپوشد و سرد كند بدين سبب حاجت به سوى حركت ضرورى شده تا به واسطهء او فضلهء زائده به تحليل رود و حرارت غريزى افروخته ماند و منطفى نگردد ، لأن الحركة من شأنها التسخين . و ابن ابى صادق مىگويد كه حيوان بالطبع متحرّك مخلوق شده و هر كه بر هر چه مخلوق گشته تعطّل از آن وى را محال باشد ، پس بالذات محتاج به حركت باشد قطع نظر از امر آخر . اما اضطرار او به سكون بنا بر راحت بدن است از تعب حركت ، چه اگر حركت دايم باشد هر آينه رطوبات به تمامها تحليل پذيرد ، بلكه متكوّن نگردد و بدان سبب حرارت نيز زوال پذيرد . و از عجائب حكمت اللّه تعالى است كه براى هر واحد از اسباب ضروريه محرّكى و باعثى طبيعى مقدّر فرموده تا انسان را بدان مضطر سازد ، چنانچه جوع بر اكل و عطش بر شرب داعى شده و كلال و نعاس بر نوم و بودن انسان صناعي المأكل و الملبس و المسكن بر حركت و على هذا القياس و اگر چنان نمىبود گاه مىشد كه در امر ضرورى فتورى مىافتاد و مؤدى به هلاكت مىگشت . أما الحركة فيتسخن اما حركت بالذات گرم مىكند و السكون يبرّد و سكون سرد مىكند و حركة الجماع تجفّف و تنقص الحرارة العزيزية فتبرّد و حركت جماع خشك مىكند و كم مىگرداند حرارت غريزى را پس سرد مىكند . فائده [ انواع حركت ] حركت شش گونه است : شديد ، ضعيف ، كثير ، قليل ، سريع ، بطىء و حكم هر يك جدا است . اما حركت شديد حركت قوى را گويند و فرق در وى و سريع آن است كه قوى دفع مىكند معاوق را و منفعل نمىگردد از وى . و سريع آن است كه قطع مسافت كند در اندك زمان خواه به قوة باشد يا به ضعف . و ضعيف ضد قوى است و بطىء ضد سريع . و معنى كثير و قليل هويدا است . بالجمله فعل قوى چون فعل ضعيف نبود و فعل كثير چون فعل قليل نباشد و فعل سريع چون فعل بطىء نبود و ما بين اين هر سه چند درجه وسط كه معتدل باشد لازم است پس اضداد مع المعتدلات نُه مىشود و چون اينها را با يكديگر كه ممكن التركيب باشد مركب نمايند بيست و هفت قسم مىشود از ضرب نه در سه بدين وجه : 1 - شديد كثير سريع ، 2 - شديد كثير بطىء ، 3 - شديد قليل سريع ، 4 - شديد قليل بطىء ، 5 - شديد كثير معتدل در سرعت و بطوء ، 6 - شديد قليل معتدل در سرعت و بطوء ، 7 - شديد بطىء معتدل در كثرت و قلّت ، 8 - شديد سريع معتدل در كثرت و قلّت ، 9 - شديد معتدل در كثرت و قلّت و بطوء و سرعت ، 10 - ضعيف قليل بطىء ، 11 - ضعيف قليل سريع ، 12 - ضعيف كثير سريع ، 13 - ضعيف كثير بطىء ، 14 - ضعيف سريع معتدل در قلّت و كثرت ، 15 - ضعيف كثير معتدل در سرعت و بطوء ، 16 - ضعيف قليل معتدل در سرعت و بطوء ، 17 - ضعيف بطىء معتدل در كثرت و قلَّت ، 18 - ضعيف معتدل در قلَّت و كثرت و بطوء و سرعت ، 19 - كثير سريع معتدل در شدت و ضعف ، 20 - كثير معتدل در شدت و ضعف و سرعت و بطوء ، 21 - قليل بطىء معتدل در شدت و ضعف ، 22 - قليل معتدل در شدت و ضعف و سرعت و بطوء ، 23 - سريع معتدل در شدت و ضعف و كثرت و قلَّت ، 24 - سريع قليل معتدل در شدت و ضعف ، 25 - بطىء معتدل در كثرت و قلَّت و ضعف و شدت ، 26 - بطىء كثير معتدل در شدت و ضعف ، 27 - معتدل در هر سه ضد ، يعنى در شدت و ضعف و كثرت و قلَّت و سرعت بطوء . بدانند كه حركت بالذات تسخين و تحليل مىكند و تبريد او عند افراط بالعرض است چنانچه بيايد ، ليكن تسخين بعضى قوىتر