محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
160
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
و تداخلش جوهر آب صالح مىشود . چهارم آن كه آب از بلندى به اسفل مىافتاده باشد ، چه اين معنى باعث اسرعيَّت حركت است و اسرعيَّت مزيد لطافت جوهر آب . پنجم آن كه بعيد المنبع بود ، يعنى آب عين از آنجايگاه بهتر است كه دور تر از مخرج بود ، زيرا كه كثرت حركت باعث لطافت است ، اما اين در صورتى است كه در راه به آبهاى ديگر نياميزد و بر زمين ردىّ عبور نكند و گرنه قريب به منبع بهتر است . ششم آن كه خفيف الوزن بود ، چه دليل قلت ارضيت است و وى مستلزم لطافت . [ طريق وزن آبها ] و طريق وزن آب آن است كه پيمانه از آبى پر كنند و آن را وزن نمايند پس آبى ديگر به همان پيمانه پر كرده موزون نمايند هركدام كه در وزن كمتر آيد سبك باشد . و طريق ديگر آن كه دو قطعه پنبه متساوى الوزن بگيرند و به دو آب تر نمايند جدا جدا ، پس خشك سازند تا هيچ ترى نماند آنگاه وزن كنند هركدام كه سبك آيد آب كه بدان آغشته بود همان سبك باشد . هفتم آن كه نوشندهء آب خيال كند كه آب شيرين است و حلاوت آب نشان لطافت از اين جهت است كه آب چون رقيق و لطيف بود رطوبت دهن را رقيق و لطيف مىسازد و در جرم جوهر زبان آن را نافذ مىنمايد و از آنكه رطوبت مذكور مائل به عذوبت است ذائقه از آن منفعل مىشود و درك حلاوت مىنمايد و بدان سبب تحليل مىشود كه آب شيرين است و گرنه پوشيده نيست كه آب صِرف به هيچ طعم ندارد ، زيرا كه بسيط است يا قريب به بسيط و هرچه بسيط بود طعم و رائحه و امثال آن كه از خواص جسم مركب است ندارد . و معنى قريب به بسيط آن است كه در وى چيزى كثير از اجزاى ارضى مختلط نشده چون ممتزج اقل قليل بود لا شى باشد و اعتداد را نشايد و حلاوتى كه از آب مذكور محسوس مىشود نخستين درجهء حلاوت است . هشتم آن كه چون با خمر ممزوج كنند آب قليل حرارت خمر كثير را بشكند و اين دليل لطافت بود ، زيرا كه تا شدت امتزاج نشود تغيير در خمر پديد نيايد و شدت امتزاج لازمهء لطافت است . نهم آن كه كثير المقدار باشد زيرا كه وى بنا بر كثرت مقدار از اختلاط مفسد زود متأثر نمىگردد . دهم آن كه شديد الجريان بود و ظاهر است كه حركت قويه مزيد لطافت آب مىشود . يازدهم آن كه سريع التبرد و سريع التسخن بود ، در سرما زود سرد شود و در گرما زودتر گرم شود . دوازدهم آن كه بعد شرب از سر معده زود بگذرد و تمددى در شراسيف نيارد . سيزدهم آن كه هر چه در آن پزند زود مهرا شود و اين معانى در غير لطيف نباشد . و مؤلف از اوصاف مذكور بدين چند صفت كامله اقتصار به ذكر نموده مىگويد أفضل مياه العيون و بهترين آبهاى چشمهها ما كانت تربته طينية عذبة آن است كه زمين او خاكى بود شيرين و كان مجريها نحو المشرق و باشد جريان وى طرف مشرق و منبعها بعيدا و باشد مخرج آن دور و ميلها من أعلى إلى أسفل و باشد روانى او از بلندى به پستى و كانت مكشوفة للشمس باشد بىستر جهت وقوع آفتاب . [ نكتهاى درباب آب نهر و آب عين ] و بدانند كه در اكثر كتب