محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
129
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
و طبقات كه در ضمن فلك كلىاند هر يك گردش جدا دارد و افلاك كلها بعض اجزاى آنها نسبت به ما رحوى گردند و بعضى دولابى و بعضى حمائلى ، رحوى نظر به سكان تحت اقطاب بود و دولابى نظر به سكان خط استوا و حمائلى نظر به سكان اقليم متوسط . اين دو سمت و حركت فلك التدوير هر فلك مختلف است ، گاهى بر طبق فلك كلى متحرك شود و گاهى به ضد آن و بعضى از آن به سرعت گردند و بعضى به بطوء . بالجمله فلك تدوير قمر اسرع الحركت است از همه افلاك تداوير لهذا قمر را به يك فلك گويند و فلك تدوير وى در چهارده روز يك دور مىكند . [ دربيان انواع ستارهها و اسامى سيارهها و فلك هريك ] و بدانند كه ستارهها دو گونهاند ثوابت و سياره : ثوابت در فلك ثامن مركوزاند و به تبع فلك مذكور حركت مىكنند لهذا ثوابت ميخوانند . اما سياره هفتاند كه در افلاك سبعه واقعاند ، در هر فلكى يكى و از اينها شمس بالذات حركت مىكند و مركوز نيست در فلك تدوير ، اما ستهء باقيه در فلك التدوير مركوزاند و ليكن از آن كه فلك التدوير حركتى جدا دارد از فلك كلى خود و نسبت سيارههاى مذكور نظر به فلك او متغيّر مىنمايد اينها را نيز سياره مىخوانند و گرنه به جز شمس سيارهء حقيقى ديگر نيست . و نابودن فلك التدوير براى شمس بنا بر آن است كه اگر وى را فلك تدوير مىبود او نيز مانند ديگر كواكب راجع مىشد در تابستان و زمستان ، پس زمان حر و برد مضاعف مىگشت و صيف و شتا هر واحد شش ماه مىشد چنانچه از نجوم مفهوم مىشود . اكنون معلوم نمايند كه اسامى سيارهها اين است : قمر ، عطارد ، زهره ، شمس ، مريخ ، مشترى ، زحل و هر فلك به نام ستاره كه در وى است مضاف شده چنانچه بيايد . اما سماى اول كه مسمى است به سماى دنيا آن را فلك القمر گويند و او در يك ماه دوره تمام كند . دوم فلك العطارد است و او قريب يك سال دوره تمام كند . سوم فلك الزهره است و او در يك سال دوره تمام مىكند . چهارم فلك الشمس است و او نيز در يك سال دوره تمام مىكند . پنجم فلك المريخ است و او در يك سال و دو ماه دوره تمام مىكند . ششم فلك المشترى است و وى به دوازده سال دوره تمام مىكند . هفتم فلك الزحل است و او به سى سال دوره تمام مىكند . اين بود بيان افلاك سبعه . و مدت دور ثامن و تاسع در محلش بيايد . و بالا گفته شد كه هر فلك علوى محيط ماتحت خود است و آنچه از تعيين مدت دور هر واحد ذكر يافت بنا بر حركت طبيعى آنها است و الا بالقسر به سبب فلك الافلاك جمله افلاك را در يك شبانروز به سمت مخالف حركت طبيعى آنها دوره تمام مىگردد و در كشف فلك الافلاك اين مقدمه ظاهرتر شود . و حركات طبيعى سماوات و ستارجات هر كسى درك نمىكند ، حكما به نظر دقيق رصدى يافتهاند و الغيب عند اللّه سبحانه . و بدانند كه در اصطلاح اين قوم حركت فلك كه از مغرب به مشرق باشد مسمى است به توالى البروج و اين لفظ به خاطر دارند كه بيشتر مكرر خواهد آمد . تمهيد [ در وجه مقدم داشتن ذكر فلك تاسع ] هرچند مناسب به مراتب آن بود كه بعد اين مقدمه كشف فلك ثامن نموده آيد اما از آن كه بعض چيزهاى فلك تاسع موقوف عليه معرفت بيان