محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
125
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
و معتدل و از ابخره و ادخنه و جوهر غريب كه منافى مزاج روح بود در وى نياميخته و ايضا مكشوف باشد و در جدران و سقوف محتبس نبود اينچنين هوا فاعل صحت و حافظ آن است . اما هرگاه متغير شود از اوصاف مذكوره باعث مرض و هلاكت مىگردد . و همچنان كه نفع وى اسرعتر است فسادش نيز در بدن زودتر اثر مىكند . [ نكتهاى در باب هوا در وباى عام ] و پوشيده نماند كه آنچه اوصاف حميدهء هوا گفته شد كه مكشوف بود غير مجفوف در آنجا است كه وباى عام نبوده باشد و الا در و با عياذا باللّه منها هواى محبوس بهتر از مكشوف است . [ در بيان انواع تغيرات هوائيه ] بايد دانست تغيّرى كه در هوا مىافتد سه گونه است : يكى تغيّر طبيعى و وى آن است كه حسب اقتضاى طبيعت فصول بود . دوم تغيّر غير طبيعى كه مضاد نيست مر مجراى طبيعى را و اين از دو حال بيرون نيست : يا از اسباب سماوى است يا از اسباب ارضى نظير تغيّر هوا . از اسباب سماوى فزونى حرارت است حتى در شتا از اجتماع دُرارى مع الشمس و فزونى برودت است در صيف عند كسوف شمس . و دُرارى جمع دُرِّى است به ضم دال مهمله يا كسر آن و تشديد راى مهمله مكسوره و سكون تحتانى كواكب بزرگ كثير الضوء را گويند . و ستارههاى مذكور چون با شمس جمع مىشوند حرارت هوا زياده مىشود لا محاله . و مثال تغيّر هوا از اسباب ارضى سخونت و برودت هوا است از اختلاف مساكن و مجاورت جبال و بحار و امثال آن كما هو ظاهر . سوم تغيّر غير طبيعى است و مضاد است مر مجراى طبيعى را و اين تغيّرى است كه بر آيد هوا از آنچه مقتضاى طبع وى است و فاسد شود ، خواه فساد در جوهر هوا بود همچون و با يا در كيفيت هوا بود همچون شدت برد كه در صيف افتد و شدت حرارت كه در شتا افتد به حيثيتى كه ابطال زرع و افساد ابدان نمايد . فائده [ وجه تسميه تغير غير طبيعى هوا ] تغيّر غير طبيعى را كه غير مضاد مجراى طبيعى بود از آن غير طبيعى گويند كه بر وفق مقتضاى طبيعت فصل نيست و الا نظر به آنكه از مجراى طبيعى خارج نيست مىتوان اين را طبيعى گفت ، پس فى الحقيقة غير طبيعى نمىتواند بود مگر آنچه مضاد بود مر مجراى طبيعى را ، چنانچه در قسم سوم مذكور است . و مؤلف تغيّرات اولين را بيان مىكند اما تغيّر مضادى را بنا بر وضوح آن متعرض بيان نشد . و يختلف حال الهواء بسبب اختلاف الفصول و النواحى و الرياح و مجاورة الجبال و البحار و التربة و مختلف و متغير مىشود حال هوا به سبب اختلاف فصلها و اقليمها و بادها و به سبب همسائگى كوهها و درياها و به سبب اختلاف زمينها . أما تغيّر الفصول اما تغير هوا به فصلها . [ در بيان فصول مختلف ] پوشيده نماند كه اطبا تمام سال را چهار حصه كردهاند به اعتبار اختلاف هوا و هر حصه را نامى نهادهاند . و فصلها كه نزد اطبا است غير آن است كه نزد منجمين است ، زيرا كه فصول منجمين از ازمنهء انتقالات شمس در هر ربعى از فلك البروج مأخوذ است ، چنانچه آخر گفته آيد . و نزد اطبا زمانى را كه در وى به مردم معتدل در بلاد معتدل احتياج نمىشود به سوى پوشيدن معتدٌ به و ترويح معتدٌ به ربيع مىگويند . و ابتداى نشو اشجار كه عبارت است از بهار هم در اين فصل مىشود . و تقييد به بلاد معتدل از آن نموديم كه در بلاد مائل به برد همچون بلادى كه به غايت مرتفع واقعاند