محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
105
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
درونى با طبقهء برونى تلاصق نمايد پر شده و اين دو منفذ كه منصب آن است بسته شود و آب را باز پس شدن عند الدفع ممكن نباشد ، پس دافعهء مثانه به أمر اللّه تعالى آب را از راه عنق او كه به طرف قبل واقع است بيرون كند . و اين عنق مثانه در مردان دو خم دارد و در زنان يك خم و مبداى اين عنق از عضله محاط است تا آب را بىاراده برآمدن ندهد . و أما الأنثيان فكل واحدة منهما مركبة من لحم أبيض دسم و من عروق و شريانات اما خصيتين هر واحد از آن مركب است از گوشت سپيد چرب و از رگهاى آورده و شريانها . بدان كه گوشت خصيه غدوى است و نرم ذى ثقب ، مانند گوشت پستان و رگهاى وى كثير الشعب و كثير الفوهات است و غشائى كه از صفاق برآمده بر هر دو خصيه مشتمل است ، چنانچه در قبل ضبط كردهايم در طب الاكبر و ذكر وى اليق همان محل است . و منفعتهما انضاج المني و فائده انثيان پختن مادهء منى است . [ دربيان ماهيت منى ] اكنون بدان كه منى فضلهء هضم چهارم است كه متكوّن مىشود هنگام تقسيم غذا در اعضا بر سبيل ترشح از عروق وى . و از جمله رطوبت غريزيه قريبة العهد به انعقاد است و اعضاى اصلى بدان اغتذا مىكنند و آن را كه فضله گفتهاند نه به آن معنى است كه وى صلاحيت غذائيت ندارد و همچون ديگر فضلات واجب الدفع است كما توهم البعض ، بلكه بدين معنى است كه آنچه از هضم رابع كه در اعضا است چيزى لطيف قابل التغذيه افزون و فاضل مىنمايد از غذا طبيعت آن را جهت بقاى نوع مصروف مىسازد . [ در بيان كيفيت پيدايش منى ] طريق حصولش به قول بقراط چنان است كه خميره و اصل او از دِماغ نازل مىگردد و از آن در رگ كه خلف اذنين واقعاند و به نخاع مىرسند و از نخاع به كليتين و از كليتين به انثيين مىروند و از هر عضو رئيس و غير رئيس شعبه بدين دو رگ پيوسته است كه منى هر عضو از آن شعبهها به جانب آن دو رگ مىرود و با خميره منضم مىگردد و مجموع به انثيين و اصل مىشود و بدين وجه كه نخست در رگهاى كيس مىدرآيد پس استعداد تبيّض پيدا كرده در نفس بيضه دخول مىنمايد و سپيد بحت مىشود ، نضج يافته و به لون محل متأثر شده همچون تبيّض شير در پستان . و بايد دانست كه منى تا كه در اعضا است به رنگ خون است اما خونى كه سپيدى مائل باشد و چون در رگى كه ميان گرده و انثيين است مىآيد بيشتر ميل سپيدى مىكند ليكن حمرت غالب است و تا كه در انثيين نيايد سپيد محض نمىشود ، از آن است كه عند ضعف انثيين منى سرخ مىبرآيد . و استدلال مىكند بر بودن خميرهء منى از دماغ به آن كه قطع رگهاى پس گوش قطع تناسل مىكند البته . و بر مترشح شدنش از هر عضو به آن كه ثابت شده كه استفراغ اندكى از آن چندان ضعف مىآرد كه استفراغ بسيار آن از خون نمىآرد . و ايضا هر عضوى خاصة رئيس كه از پدر ضعيف باشد از فرزندش نيز ضعيف بود در اغلب . و به قول بعض حكما چنان است كه منى از تمام اعضا به جانب جگر مىآيد بىتعين بودن اصل و خميرهاش در عضوى ، پس از جگر به توسط شعبههاى اجوف نازل شده به كليتين مىرود و در آنجا از مائيت صاف مىشود و قوام مىگيرد پس در آن مجرى كه ميان كليه و خصيه واقع است و عطفها و پيچهاى كثير دارد مىدرآيد و پخته مىشود پختنى ناقص ، بعد به خصيتين مىرود و نضج تام مىپذيرد . [ در بيان وجود منى در هر دو موجود نر و ماده ] و پوشيده