محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

82

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

آن بپاشند سريع الذوب و به غايت نرم كننده است و در حديد نيز به غايت مؤثر است و شمس را نيز قريب به نرمى مشترى سازد به ملح القلى و زاج سفيد و نمك ، رافع سواد قمراند هر گاه بر آن بمالند و در آن آب بجوشانند . عطارد : از خواص اوست كه چون جزء كبريتى از او رفع شود سادس را به اوّل رساند و مبيض او به قدر جزئى ملح جزء سابع به مرتبهء سادس آرد و تدبير تبييض آن است كه سائيده در كفچهء آهنى با روغن شير بخست ، [ به قدرى كه ] چهار انگشت بر او ايستد بريزند و بجوشانند تا روغن به انتها رسد ، پس آتش را تند كرده ، دهنيّت را بالتّمام بسوزانند ، و مانند خاك سياهى گردد ، پس به آب نمك گرم بشويند و بعد از دهنيّت ، بالسّوية به دستور با مثل او نمك طعام بسايند و [ در كوزه مطيَّن يك شبانه روز در تون يا در آتش شبيه به او بگذارند ، پس به آب گرم بشويند تا نمك زايل گردد ، بعد از آن به آتش خشك كرده ، به دستور با مثل او با نمك بسايند و ] يك شبانه روز در آتش گذاشته ، بشويند و تكرار عمل نمايند تا مانند برف سفيد شود و هرگاه در كورهء كوزه گرى و يا در آتش شبيه به او كه تند باشد بگذارند در سه مرتبه سفيد گردد و از خواص مجربات آن است كه جزئى سى جزء اوّل را به رابع رساند و تحمير او با ماء الاحمر به دستورى است كه عطارد مبيض را به آن هر دفعه به قدر مبيض تسقيه بر روى آتش نرمى كنند تا خشك شود ، پس سائيده ، در ظرف مزحج مطيَّن يك شبانه روز به مثل آتش تون تشويه نمايند تا ده دوازده مرتبه و چون رنگ او عنابى تيره گردد علامت كمال اوست . زهره : گل ترشى و مجموع قوابض ، مانند سركه و سماق ، منقّى زهره‌اند و رفع حمرهء او مىكنند بعد از اين كه صفايح او را تافته ، مكرر در آن اندازند و چون آبگينه و كلس ابيض و نمك را بالسوية سائيده با سفيدهء تخم مرغ خمير كرده ، بر صفحهء آن طلاى غليظ كرده ، بعد از خشكى آن بگدازند ؛ رفع سواد و حمرهء آن بالكلية گردد . و چون شبّ يمانى و نمك اندرانى و نوشادر را بالسّوية در پنج مثل آن سركهء تند حل كنند و زهره تا چهار بار گداخته در آن ريزند ، صفايح آن را مكرر تابيده در آن فرو برند به حدى كه ديگر [ سركه ] سياه نشود كمال تنقيهء اوست . و چون با مغز گردكان او را بكوبند ، يا مغز گردكان را كوبيده بر آن بمالند مفتّت اوست و تخم بادنجان رافع مختلطات آن است كه چون بعد از گداز بر او اضافه كنند و به