محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

77

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

زاج زرد لارى را نرم سائيده با دويست درهم سركهء بسيار تند در شيشه يا در ظرف مطيَّن مزحج كرده ، بر روى آتش بسيار نرمى گذارند تا سركه رنگين شود ، پس به جرّ علقه صاف نموده با پنج درهم زنجار و پنج درهم زعفران الحديد و دو درهم شبّ يمانى و يك درهم شنجرف در ظرف مذكوره كرده ، در آفتاب [ بسيار گرم ] بسيار بگذارند يا در خاكستر گرم يك روز گذاشته ، پس به جر علقه صاف نموده و استعمال كنند . آب ديگر : مسمى به ماء الملح و تسقيهء آن باعث سفيدى كبريت و زرنيخ است و موجب جريان و تكليس طلق و زيبق دانسته‌اند . نمك طعام ، شبّ يمانى و نوشادر ، بالسوية نرم سائيده تقطير نمايند . آب ديگر : مسمى به ماء المريخ ، تسقيه آن تا ده باروده وزن آن عبد مصعد را ثابت و جاذب كند و چون زيبق غليظ را به آن طبخ دهند عقد نمايد : يك جزء زعفران الحديد با دو جزء نوشادر و نيم جزء ملح قلى و نيم جزء زاج زرد ، محلول‌ها را در سركه كه صاف آن را به آتش منعقد كرده باشند و مجموع را با سركهء تند به وزن مجموع سحق نموده تقطير كنند . آب ديگر : مسمى به دهن الانجره است و در تشميع اجزاء و اثبات ارواح ، بىعديل و در عمل قمرى و شمسى مستعمل است : كلس البيض با وزن او نوشادرِ مطبوخِ معقود ، سحق بليغ كرده و در ظرف مزحج مطيَّن كه شدّ وصل كرده باشند يك شبانه روز در آتش زبلى گذارند ، يا به سركه نم كرده و در ظرفى كنند كه چون به سرپوشى بپوشند فضايى در آن نماند و مصعد نشود و وصل را محكم كرده و بر آتش گذارند به حدى كه ظرف در دو سه ساعت سرخ شود ، پس اخراج نموده ، به وزن در آورده و هر چند كم شده باشد نوشادر اضافه نمايند و به دستور در آتشِ گذارند تا سه چهار بار و اگر به جاى آتشِ زبل در تون حمام گذارند جايز است بعد از آن نرم سائيده به نداوت مكان نمناك حل كنند و محلول را تقطير نموده [ به دستور حل كنند و تقطير نمايند ] ، بعد از آن ثفل او را به قدر نصف اونوشادر اضافه نموده ، باز به آتش گذاشته ، پس سحق نموده ، به دستور حل كنند [ و تقطير نمايند ، بعد از آن ثفل را با مقطّر اوّل و ثانى سائيده ، بار سوم حلّ كنند ] و محلول را تقطير نمايند تا تمام مقطَّر گردد . تدابير خاصه : زاجات را چون خواهند كه تصفيه كنند بايد در آب حل نموده و صاف