محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

573

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

از چيزها كه بدل و قايم مقام چيز ديگر مىشوند - چنان كه در مواضع متفرق كتاب يافت مىشود - در اين مقام اشاره مىگردد كه خالى از نفع نخواهد بود . به اين نهج كه هر دواى مبدل منه كه از مفردات است به ترتيب حروف ذكر مىشود و آنچه از مركبات است به ترتيبى كه مركبّات را ذكر كرده بعد از مفردات اشاره مىگردد و در هر دو حال ، اسم دواى مبدل منه در ابتدا است و آنگاه اسم دوايى كه در عنوان آن بدلى جهت دواى اوّل مذكور است ذكر مىنمايد مگر بعضى از ادويه كه در ضمن ترياق اعظم كه ترتيب داده بدلى براى آن ذكر كرده كه شايد بعضى در غير ترياق مذكور نيز بدل تواند شد كه در اين صورت بر روى بدل ، علامت ( * ) مرموز مىشود تا معلوم شود كه در ترياق مذكور است نه در تحت عنوان اسم بدل : اشق زراوند مدحرج * . افتيمون شاخهء قايم مقام . اقاقيا بزغنج در افعال مثل آن و مصطكى ثمرش ، قايم مقام آن دانسته‌اند . بسد مرجان در ساير افعال مانند آن . بنطافلن بادرنجبويه * . بهمن سرخ كف آدم ، قايم مقام آن . پيهء شتر مرغ ورشان ، روغنش : در افعال مانند آن . ترنج ليمو در جميع خواص مثل آن و نارنج ، همهء اجزايش در همهء امور بهتر . توتيا زيتوت در همهء افعال قوىتر ، و سفرجل شاخهء تازه‌اش ، بهتر از آن ، و غرى الجلود قائم مقام آن ، و غرب چوبش قائم مقام آن ، و كمثرى چوب و برگش نائب مناب آن . جاوشير حزاى برّى نايب مناب آن . جند حلتيت طيّب * . چوب چينى صنوبر ، چوبش در آتشك و امثال آن . حبّ بلسان سعد * . حجامت علق در امزجه و اعضاى ضعيفه و صغيره كه قابل محجمه نباشد . حضض آرغيس در افعال مانند آن و زيتار ، قويتر . حلتيت صمغ الداميثا ، قايم مقام آن . حماما سوسنبر يابس * . خلّ العنصل خلّ در جميع افعال . خلّر هرطحان در ساير افعال . خمر انس النفس در فعل ، نايب مناب آن و حماما ، در جميع افعال و تفريح ، زيادهء زياده و نيز خمير ، قايم مقام آن و از اسرار مكتومه و دبس ، در جميع افعال ؛ سواى اسكار و قرنفل ، عرقش در جميع افعال و مخلّصه ، عرقش را بدل در ترياق كبير دانسته‌اند و نانخواه ، عرقش در تفريح ، نايب مناب آن و ماء الحيوة ، طريق سيّم قسم اوّل دستورات ، در جميع منافع بهتر و مسكر نيست . دليك ورد احمر ، ثمرش در افعال مانند آن . راتيانج صمغ السّرو در جميع افعال مثل آن . روغن ايرسا روغن