محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
571
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
نيز . هيبت در نظرها حجر المغناطيس تعليقاً . زمرّد تعليقاً ، مجرب دانستهاند . عرعر ثمرش ، تعليقاً جهت عظمت در نظرها . عقيق انگشترى آن ، در نظر خصم . رفع چشم زخم حبارا چشمش . حجر الكرك تعليقاً . شبّ هرگز به اهل خانه نرسد . قمرى در خانه داشتنِ آن ، مبطل چشم بد . ملح . نهما تعليقاً ، جهت رفع چشم بد . هاسيمونا تعليقاً ، رافع چشم بد . هدهد مذبوحش ، تعليقاً بر در خانه رافع چشم بد . تسكين غضب ملوك يبروج الصنم . بعضى از امور مربوط به خواب برواق جهت خواب ديدن سوانح روز آينده ، مجرّب دانستهاند . بقلة البرارى جهت خوابهاى خوب . بلور تعليقاً ، جهت از خواب جستن و ارتعاش اطفال . درونج تعليقاً ، جهت رفع فزع خواب و ديدن خوابهاى خوب . عظام دندان آسياى انسان و بال راست هدهد ، مانع بيدارى . كلب دندان نابش ، تعليقاً مانع خرخره و حرف زدن در خواب . مها تعليقاً ، جهت از خواب جستن اطفال و رفع خواب پريشان . جواب گفتن از حاجت نائم دارشيشعان . دخنة الاخبار بعد از قلمها ، در ضمن اسرار عجيبه . كحل العجائب بعد از دخنة الاخبار ، جهت رؤيت دفاين و غرايب در منام نيز . مانع خواب حداة چشمش . خفاش . صرصر . گريهء اطفال حمار الوحش پيهاش ، طلاءً . شراب الليمو ( 24 ) جهت امراض ايشان نافع . بهترين اغذيهء اطفال شير .