محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

46

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

طريق ديگر كه معمول حقير است و بىغائله مشاهده نموده آن است كه ادويه را يك هفته بعد از آن كه دو سه روز در آب با عرقهاى مناسبه خيسانيده باشند بجوشانند و آب او را جهت معاجين با عسل بجوشانند تا به قوام رسيده ، ادويهء معجون را با او بسرشند و هر گاه در حبوب استعمال كنند بايد با بعضى از ادويهء آن كه از جوشيدنْ رفع قوت آن نگردد بجوشانند تا همهء آبها را جذب كند آنگاه با ساير ادويه سرشته حب سازند . دستور حفظ زهره حيوانات كه تازه بماند : بايد محل [ قطع و ] مجراى آن را به خياطه محكم بسته و در شيشه كه عسل او را بپوشاند انداخته نگاه داشت . دستور حفظ پيه و مغزهاى حيوانات كه متعفن نگردد : بايد به عسل چند روز انداخته و بعد از آن شسته ، خشك كرده ، در لته‌اى كتانى پيچيده و در سايه آويخته و به دستور هرگاه در ظرف قلعى ضبط كنند متعفن نمىگردد . دستور حفظ ساير ادويه : بعضى را با هم جمع بايد نمود تا موجب بقاى آن باشد ؛ مثل كافور و فلفل و برادهء آهن ربا و تخم مرغ را با نمك و ساج با زنجبيل . و معدنى را با غير جنس او نبايد جمع نمود و عصارات و صموغ را در ظرف قلعى و نقره نگاه دارند و عرقها و مياه حارّه را در شيشه ضبط كنند ؛ يا در ظرف مزحج و مجموع اوراق و بيخها و گلها را از جاى نمناك و آفتاب تند دور بايد داشت و ظرف قلعى جهت روغنها و اكثر ادويهء مفرده و مركّبه بهتر است . طريق دوّم : در دستور و استعمال بعضى از ادويه طريق استعمال چوب چينى : آن ، به چندين نهج است : يكى با تعريق و در امراض مزمنه و تحليل رياح و مواد غليظ ، مستعمل است . ديگر ، به طريق قهوه و اين ، در اكثر امراضْ موافق و بىغائله و در هيج مزاجى مضرّ نيست ديگر نقوع و حلوا و سفوف اوست و هر يك مذكور مىشود . مخفى نماند كه آنچه به تجربه رسيده است ، دواى مفردى در هيچ باب به نفع چوب چينى مشاهده نگشته ؛ چه حقير نديده كه قسمى از آن اقسام موافق حالى از احوال نباشد و اين كه در بعضى مزاج و برخى امراض مضرّ دانسته‌اند ، از عدم مراعات نهج مناسب آن علت خواهد بود چه نُحَفا و محرور المزاج را تعريق و استعمال شيرينيها و ادويهء حارّه