محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
37
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
كرده ، در سفال نو يا در بوته گذارند و روى او را به سفال يا بوتهء ديگر بپوشانند - سوراخى به جهت اخراج بخار بايد گذاشت - و در آتش تند به قدر سرخ شدن بايد گذاشت و بيرون آورده در آب اندازند و مكرر همين عمل كنند تا به حدى رسد كه زود از هم ريزد . احراق قلعى و سرب : بعد از آن كه رصاصين را بسيار پهن كرده و صفحههاى باريك كرده باشند ، بر بالاى هم چيده ، بر روى هر صفحهاى قدرى گوگرد بپاشند و قدر گوگرد بايد به ازاى هر صد مثقال پنج دانگ زياده نباشد ؛ پس به آتش ملتهب كرده و با پارچهء آهنى بر هم زنند تا خاكستر شده و چيزى از سرب و قلعى نماند و از بخار آن محترز باشند كه باعث غشى و هلاك مىگردد و بعضى به جاى گوگرد ، سفيداب كردهاند . احراق صدف و شنج و امثال آن : در ظرف مطيَّن كرده در تون يا تنور بگذارند تا سفيد گردد و از هم ريخته شود . احراق نمك : بايد يك بار بشويند و خشك كرده در ديگى گذاشته ، چندان آتش دهند كه از جست و حركت باز ايستد و اگر نمك رابه خمير گرفته و در آتش چندان گذارند كه خمير بسوزد ، به دستور ، خوب است . احراق آهن و فولاد و مس : هليله و بليله و آمله را بالسوية بجوشانند و آب آن را در ظرف مس كرده بر روى آتش نرم بگذارند و فولاد و آهن و امثال آن را صفحههاى باريك كرده و در آتش سرخ نموده ، در آب اهليلجات فرو برند تا بيست و يك بار و هر چه ثفل آن و رقه در ته آب نشيند برداشته استعمال كنند . و در احراق آهن به جاى هليلجات ، بول گاو بايد كرد . اگر اشياى مذكوره و سرب و قلعى را به دستور مزبور چند دفعه در آب هليلجات و چند بار ديگر در بول گاو تطفيه نمايند ، بهتر است . احراق نقره : بايد نقره را به سوهان ريزه كرده ، با آب نمك در ظرفى آهنى به آتش تند سوزانيده ، هرگاه خوب سوزانيده نشود قدرى گوگرد بر او پاشيده و بسوزانند و گويند چون نقره را در بوتهى كه رايحهء قلعى داشته باشد مكرر بگذارند ، به حدى مىرسد كه سائيده شود . تكليس آن به طريق حكماى هند آن است كه چند بار صفايح رقيقه او را به گوگرد و سركه آلوده ، به آتش بتابند و سرد كنند و چند بار ديگر در بوتهء سفيداب قلعىِ آلوده